نرم افزار های کاربردی
عکس گل های زیبا
عکس های متفاوت
عکس های مذهبی
آهنگ های تکنو
آهنگ های بی کلام
آهنگ های شاد برای مجالس عروسی
بازی های کامپیوتری
نرم افزار گرافیک
جوک تصویری
آوای انتظار همراه اول
داستان ضرب المثل ها
داستان های شیوانا
داستان های بهلول
رمان
داستان کوتاه
بازی اندروید
بازی جاوا
بازی آیفون وآیپد
اس ام اس تیکه دار
اس ام اس خنده دار
اس ام اس زیبا
اس ام اس جدید
اس ام اس عاشقانه
دانستنی ها و خواندنی های جالب
عکس های تولد
عکس های فوتبالی
تازه ها
دانلود کتاب الکترونیکی
در شهر
اس ام اس
تازه ترین خبر ها
نرم افزارها و برنامه های موبایل
نرم افزارها و برنامه های کامپیوتر
بازی ها
بیوگرافی بازیگران خارجی
بیوگرافی
بیوگرافی بازیگران ترکیه ای
بیوگرافی بازیگران ایرانی
عکس های بازیگران خارجی جدید
عکس های بازیگران ایرانی
عکس ها
کد آهنگ پیشواز
کد آهنگ های پیشواز بی کلام
کد آهنگ های پیشواز
موزیک ویدئو عربی
موزیک ویدئو ترکی
موزیک ویدئو خارجی
موزیک ویدئو ایرانی
موزیک ویدئو
آهنگ های یغما گلرویی
آهنگ های یاسر محمودی
آهنگ های یاسر رشادی
آهنگ های یاسر اکبری
آهنگ های یاس
آهنگ های کیا
آهنگ های کوروش مقیمی
آهنگ های کوروش صنعتی
آهنگ های کاوه رئیسی
آهنگ های کاوه آفاق
آهنگ های کامیار
آهنگ های کامران مولایی
آهنگ های کامران دلان
آهنگ های پیمان زارعی
آهنگ های پویان
آهنگ های پویا سالکی
آهنگ پویا بیاتی
آهنگ های پویا
آهنگ های پویا عرفانی
آهنگ های پرهام ابراهیمی
آهنگ های پازل باند
آهنگ های پارسا چیلیک
آهنگ های پارسا
آهنگ های ولی
آهنگ های همایون شجریان
آهنگ های نیما علامه
آهنگ های نیما
آهنگ های نصرت الله معین
آهنگ های نریمان
آهنگ های ندیم
آهنگ های ناصر صدر
آهنگ های ناصر زینلی
آهنگ های نادر مسچی
آهنگ های میلاد کیانی
آهنگ های میلاد ترابی
آهنگ های میلاد بیک
آهنگ های میلاد باران
آهنگ های میثم معافی
آهنگ های میثم ابراهیمی
آهنگ های مهرشاد
آهنگ های معین
آهنگ های مهرداد آسمانی
آهنگ های مهران مستی
آهنگ های مهران مدیری
آهنگ های مهران فهیمی
آهنگ های مهران جعفری
آهنگ های مهران آتش
آهنگ های مهراب و معراج
آهنگ های مهدی یغمایی
آهنگ های مهدی یراحی
آهنگ های مهدی پوران
آهنگ های مهدی همت
آهنگ های مهدی مقدم
آهنگ های مهدی مدرس
آهنگ های مهدی طلوعی
آهنگ های مهدی سهرابی
آهنگ های مهدی اسدی
آهنگ های مهدی احمد وند
آهنگ های منصور
آهنگ های منصور حیدری
آهنگ های مصطفی یگانه
آهنگ های مصطفی فتاحی
آهنگ های مصطفی عرفانی
آهنگ های مصطفی زمانی
آهنگ های مسعود مهرشاد
آهنگ های مسعود فردمنش
آهنگ های مسعود فتحی
آهنگ های مسعود سعیدی
آهنگ های مسعود امامی
آهنگ های مرتضی پاشایی
آهنگ های مرتضی سرمدی
مداحی
آهنگ محمد رضا شعبان زاده
آهنگ محمد رضا شجریان
آهنگ محمد رضا آزاد پور
آهنگ های محمد چناری
آهنگ های محمد علیزاده
آهنگ های محمد زارع
آهنگ های محمد یاوری
آهنگ های محمد رضا هدایتی
آهنگ های محمد اصفهانی
آهنگ های محمد اسدی
آهنگ های محسن یگانه
آهنگ های محسن یاحقی
آهنگ های محسن چاوشی
آهنگ های محسن میرزاده
آهنگ های محسن فرهمندی
آهنگ های محسن امراللهی
آهنگ های مجید علیپور
آهنگ های مجید خراطها
آهنگ های مجتبی کبیری
آهنگ های مجید یحیایی
آهنگ های ماهان بهرام خان
آهنگ های مانی رهنما
آهنگ های مازیار فلاحی
آهنگ های مازیار عصری
آهنگ های مازیار جاهد
آهنگ های کردی
آهنگ های کاوه آفاق
آهنگ های کاوه دانش
آهنگ های کامران مولایی
آهنگ های کامران و هومن
آهنگ های کامیار
آهنگ های لری
آهنگ های لیلا فروهر
آهنگ های قیصر
آهنگ های قاسم افشار
آهنگ های فریمن
آهنگ های فریدون آسرایی
آهنگ های فریبرز مشتاقی
آهنگ های فریبرز خاتمی
آهنگ های فرهاد دهقان
آهنگ های فرهاد جواهر کلام
آهنگ های فرشید امین
آهنگ های فرشاد اسکندری
آهنگ های فرزاد فرزین
آهنگ های فرزاد فتاحی
آهنگ های فردین سعادت
آهنگ های فرامرز اصلانی
آهنگ های فاتح نورایی
آهنگ های عمران طاهری
آهنگ های عماد طالب زاده
آهنگ های عماد
آهنگ های علیرضا قربانی
آهنگ های علیرضا فرد
آهنگ های علیرضا غفاری
آهنگ های علیرضا عصار
آهنگ های علیرضا طلیسچی
آهنگ های علیرضا زاهدی
آهنگ های علیرضا روزگار
آهنگ های علیرضا بهلولی
آهنگ های علیرضا بلوری
آهنگ های علیرضا افتخاری
آهنگ های علی پیشتاز
آهنگ های علی هایپر
آهنگ های علی مولایی
آهنگ های علی لهراسبی
آهنگ های علی فلاح
آهنگ های علی عبدالمالکی
آهنگ های علی عباسی
آهنگ های علی زارعی
آهنگ های علی رهبری
آهنگ های علی رهام
آهنگ های شهرام شکوهی
آهنگ های شمالی
آهنگ های شهاب رمضان
آهنگ های شهاب تیام
آهنگ های شهاب بخارایی
آهنگ های شهاب اکبری
آهنگ های شروین
آهنگ های شاهین خسرو آبادی
آهنگ های شاهین جمشید پور
آهنگ های شاهین آرین
آهنگ های شاهین s2
آهنگ های شاهرخ
آهنگ های سیاوش قمیشی
آهنگ های سینا سرلک
آهنگ های سینا حجازی
آهنگ های سینا بهداد
آهنگ های سیروان خسروی
آهنگ های سیاوش قمصری
آهنگ های سیاوش شمس
آهنگ های سیاوش سهراب
آهنگ های سیامک عباسی
آهنگ های سهیل جامی
آهنگ های سهراب اسدی
آهنگ های سمیر زند
آهنگ های سعید پانتر
آهنگ های شهریار
آهنگ های سعید محمدی
آهنگ های سعید شهروز
آهنگ های سعید شایسته
آهنگ های سعید ساشا
آهنگ های سعید اسکندری
آهنگ های سعید آسایش
آهنگ های سامی یوسف
آهنگ های سامان جلیلی
آهنگ های سامان آراسته
آهنگ های سالار عقیلی
آهنگ های ساسی مانکن
آهنگ های زکی شمس آبادی
آهنگ های زانیار خسروی
آهنگ های رشتی
آهنگ های روزبه نعمت اللهی
آهنگ های رضایا
آهنگ های رضا یزدانی
آهنگ های رضا عطاران
آهنگ های رضا صادقی
آهنگ های رضا شیری
آهنگ های رضا رویگری
آهنگ های رضا رحمتی
آهنگ های رستاک
آهنگ های رحمان
آهنگ های رامین بی باک
آهنگ های رامتین دلیریان
آهنگ های راشا تقی پور
آهنگ های دی جی مانی
آهنگ های دی جی سروش
آهنگ های دی جی بلک زینگ
آهنگ های دنگ شو
آهنگ های دایان
آهنگ های داود بهبودی
آهنگ های خشایار اعتمادی
آهنگ های حمید رضا عطار
آهنگ های حسین زمان
آهنگ های حمید عسگری
آهنگ های حمید طالب زاده
آهنگ های حمید حامی
آهنگ های حمید اصغری
آهنگ های حمید آداب
آهنگ های حسین توکلی
آهنگ های حسین مخته
آهنگ های حسین تهی
آهنگ های حسن شماعی زاده
آهنگ های حسام الدین موسوی
آهنگ های حسام الدین سراج
آهنگ های حسام الدین
آهنگ های حجت درولی
آهنگ های حبیب
آهنگ های حامد پهلان
آهنگ های حامد مهدی
آهنگ های حامد محضر نیا
آهنگ های حامد شمس
آهنگ های حامد زمانی
آهنگ های حامد حاکان
آهنگ های حامد بهداد
آهنگ های حامد برادران
آهنگ های جمشید
آهنگ های بیداد
آهنگ های بیژن مرتضوی
آهنگ های بهنام علمشاهی
آهنگ های بهنام صفوی
آهنگ های بهزاد پکس
آهنگ های جدید بهادر
آهنگ های بنیامین ولی نژاد
آهنگ های بنیامین بهادری
آهنگ های بنیامین باران
آهنگ های باراد
آهنگ های بابک مافی
آهنگ های بابک رهنما
آهنگ های بابک رادمنش
آهنگ های بابک جهانبخش
آهنگ های آذری
آهنگ های احسان جوادی
آهنگ های احسان انوری
آهنگ های احسان گنجی
آهنگ های احمد ماهیان
آهنگ های ابی
آهنگ های ایوان و بنجامین
آهنگ های ایمان فلاح
آهنگ های ایمان غلامی
آهنگ های ایمان سیاه پوش
آهنگ های ایرج خواجه امیری
آهنگ های اورمان
آهنگ های انوش
آهنگ های اندی
آهنگ های امین فیاض
آهنگ های امین رستمی
آهنگ های امین شریعتی
آهنگ های امین حبیبی
آهنگ های امیر مولایی
آهنگ های امیر یگانه
آهنگ های امیر وکیلی
آهنگ های امیر ولی نژاد
آهنگ های امیر معروفی
آهنگ های امیر مسعود
آهنگ های امیر فرجام
آهنگ های امیر علی
آهنگ های امیر عظیمی
آهنگ های امیر عباس گلاب
آهنگ های امیر شهیار
آهنگ های امیرحسین مدرس
آهنگ های امیر تتلو
آهنگ های امیر تاجیک
آهنگ های امیر بیات
آهنگ های امیر امیرآبادی
آهنگ های امیر اسید
آهنگ های امیر احمد
آهنگ های امیر یوسفی
آهنگ های امید نوری
آهنگ های امید مرشدی
آهنگ های امید علومی
آهنگ های امید عامری
آهنگ های امید ساربانی
آهنگ های امید حاجیلی
آهنگ های امید جهان
آهنگ های امید
آهنگ های السید
آهنگ های افشین سیاهپوش
آهنگ های افشین اسدی
آهنگ های افشین آذری
آهنگ های افشین
آهنگ های اشکین 0098
آهنگ های اشکان شاملو
آهنگ های اشوان
آهنگ های ارسلان
آهنگ های شهرام صالحی
آهنگ های احمد سلو
آهنگ های احمد سعیدی
آهنگ های احسان پایه
آهنگ های احسان هایبر
آهنگ های احسان غیبی
آهنگ های احسان خواجه امیری
آهنگ های احسان حق شناس
آهنگ های احسان تهرانچی
دانلود آهنگ های احسان الدین معین
دانلود آهنگ های آوش
دانلود آهنگ های آمین
دانلود آهنگ های آزاد
دانلود آهنگ های آرمیک
دانلود آهنگ های آرمین نصرتی
دانلود آهنگ های آرمین ۲afm
دانلود آهنگ های آرمین
دانلود آهنگ های آرش-طهماسبی
آهنگ های آرش-ap-و-مسیح
آهنگ های آراد آریا
tm-bax
sami-beigi
black-cats
7-band
مستند
انیمیشن
فیلم های کلیپی
فیلم کره ای
آهنگ های شهرام کاشانی
آهنگ های شهیاد
آهنگ های صادق نورایی
ورزش
از هر جا و همه چی
قالب
برنامه های کامپیوتری
اس ام اس
بازی ها
تصاویر پس زمینه
سریال ترکی
سریال ایرانی
سریال خارجی
سریال
فیلم خارجی
فیلم ایرانی
فیلم هندی
فیلم
سریال کره ای
آهنگ های عباس قادری
آهنگ های عزیز ویسی
آهنگ های علی اصحابی
آهنگ های علی ارشدی
آهنگ های علی اطیابی
آهنگ های علی باقری
آهنگ های علی تکتا
آهنگ های علی رها
آهنگ های احمد صفایی
اخبار موسیقی
آهنگ های اددی عطار
تصاویر
آهنگ های تصویری
آهنگ های خارجی
آهنگ های ایرانی
آهنگ
آهنگ های اردلان طعمهکارمندی به دفتر رئیس خود میرود و میگوید :
معنی این کار چیست؟
شما 200 دلار کمتر از چیزی که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید
رئیس پاسخ می دهد :
خودم میدانم ، اما ماه گذشته که 200 دلار بیشتر به تو پرداخت کردم هیچ شکایتی نکردی
کارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد :
درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم
اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش کنم
روزی شاگردی به استادش گفت :
استاد می خواهم یکی از مهمترین خصایص انسان ها را به من بیاموزی؟
استاد گفت : واقعا می خواهی آن را فرا گیری؟
شاگرد گفت : بله با کمال میل
استاد گفت : پس آماده شو با هم به جایی برویم
شاگرد قبول کرد
استاد شاگرد جوانش را به پارکی که در آّن کودکان مشغول بازی بودند برد
استاد گفت : خوب به مکالمات بین کودکان گوش کن
مکالمات بین کودکان به این صورت بود :
-الان نوبت من است که فرار کنم و تو باید دنبال من بدوی
-نخیر الان نوبت توست که دنبالم بدوی
-اصلا چرا من هیچوقت نباید فرار کنم؟
و حرف هایی از این قبیل …
استاد ادامه داد :
همانطور که شنیدی تمام این کودکان طالب آن بودند که از دست دیگری فرار کنند
انسان نیز این گونه است
او هیچگاه حاضر نیست با شرایط موجود رو به رو شود
و دائم در تلاش است از حقایق و واقعیات زندگی خود فرار کند
و هرگز کاری برای بهبود زندگی خود انجام نمی دهد
تو از من خواستی یکی از مهم ترین ویزگی های انسان را برای تو بگویم
و من آن را در چند کلام خلاصه میکنم :
تلاش برای فرار از زندگی
زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب میرفت
از او پرسید : پسر جان چه میخوانی؟
پسرک جواب داد : قرآن
- از کجای قرآن؟
- انا فتحنا …
نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد
سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن ابا کرد
نادر گفت : چر ا نمی گیری؟
گفت : مادرم مرا میزند میگوید تو این پول را دزدیده ای
نادر گفت : به او بگو نادر داده است
پسر گفت : مادرم باور نمیکند میگوید : نادر مردی سخاوتمند است
او اگر به تو پول میداد یک سکه نمیداد زیاد میداد
حرف او بر دل نادر نشست یک مشت پول زر در دامن او ریخت
از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد
هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود
تبرش افتاد تو رودخونه
وقتی در حال گریه کردن بود
یه فرشته اومد و ازش پرسید : چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت : تبرم توی رودخونه افتاده
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید : آیا این تبر توست؟
هیزم شکن جواب داد : نه
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید : آیا این تبر توست؟
دوباره هیزم شکن جواب داد : نه
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید : آیا این تبر توست؟
جواب داد : آره
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه
هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟
اوه فرشته، زنم افتاده توی آب
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟
هیزم شکن فریاد زد : آره!
فرشته عصبانی شد و گفت : تو تقلب کردی، این نامردیه
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش سوء تفاهم شده
می دونی، اگه به جنیفر لوپز نه می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی
و باز هم اگه به کاترین زتاجونز نه می گفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره
اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی
اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم
و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره
روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد
که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد
کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند
وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد
پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد
و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد
و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت:
اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم
دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد
اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود
و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود
اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود
این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود
در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت
دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد
او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت ولی چیزی نگفت!
سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد
دخترک دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت
و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود
وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده
پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود
در همین لحظه دخترک گفت : آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم!
اما مهم نیست اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم
معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است
و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد
آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت
و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است
روزی، سنگ تراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگانی رد می شد.
در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد با خود گفت :
این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که او هم مانند بازرگان باشد.
در یک لحظه، به فرمان خدا او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد!
تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمندتر است.
تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان.
مرد با خودش فکر کرد : کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم!
در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد.
در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند.
احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.
او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.
پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت.
پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است و آرزو کرد که تبدیل به ابری بزرگ شود و آن چنان شد.
کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد.
این بار آرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد.
ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت.
با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد.
همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خـُرد می شود.
نگاهی به پایین انداخت و سنگ تراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است!
دو گدا در یکی از خیابان های شهر رم کنار هم نشسته بودند
یکی از آنها صلیبی در جلو خود گذاشته بود و دیگری ستاره داوود
مردم زیادی که از آنجا رد می شدند به هر دو نگاه می کردند ولی فقط تو کلاه کسی که پشت صلیب نشسته بود پول می ریختن .
کشیشی که از آن جا رد می شد مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که پشت صلیب نشسته پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمی دهد.
رفت جلو و گفت :
رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟
اینجا یک کشور کاتولیک هست، تازه مرکز مذهب کاتولیک هم هست.
پس مردم به تو که ستاره داوود جلو خود گذاشتی پولی نمی دهند، به خصوص که درست نشستی کنار دست گدایی که در جلو خود صلیب گذاشته است.
در واقع از روی لجبازی هم که باشد مردم به او پول می دهند نه به تو.
گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرف های کشیش رو به گدای پشت صلیب کرد و گفت :
هی موشه نگاه کن کی اومده به برادران گلدشتین بازاریابی یاد بده؟
پادشاهی از وزیر خود خشمگین شد به همین دلیل او را به زندان انداخت
مدتی بعد وضع اقتصاد کشور رو به وخامت گذاشت
بنابراین مردم از پادشاه خود ناراضی شدند و پادشاه هرکاری برای جلب رضایت آنها نمود موفق نمی شد
لذا دستور داد وزیر را از زندان بیاورند
هنگامی که وزیر در محضر او حاضر شد گفت :
مدتی است که مردم از من روی گردان شده اند ، اگر توانستی رضایت آنها را جلب کنی من نیز از گناه تو می گذرم
وزیر گفت : من دستور شما را اجرا خواهم کرد فقط از شما می خواهم تعدادی سرباز به من بدهید
شاه گفت : نبینم که از راه اعمال خشونت بر مردم وارد شوی
سرباز برای چه می خواهی؟
وزیر گفت : من هرگز هدف سرکوب کردن ندارم
شاه با شنیدن این حرف تعدادی سرباز به وزیرش داد
شب هنگام وزیر به هر کدام از سربازان لباس مبدل دزدان را پوشاند و به هر کدام دستور داد که به تمام خانه ها بروند
و از هر خانه چیزی بدزدند به طوری که آن چیز نه زیاد بی ارزش باشد و نه زیاد با ارزش تا به مردم ضرر چندانی وارد نشود
و هم چنین کاغذی به آنها داد و گفت در هر مکانی که دزدی می کنید این کاغذ را قرار دهید
روی کاغذ چنین نوشته شده بود : هدف ما تصاحب قصر امپراطوری و حکومت بر مردم است
سربازان نیز مطابق دستور وزیر عمل کردند
مردم نیز با خواندن آن کاغذ دور هم جمع شدند
نفر اول گفت : درست است که در زمان حکومت پادشاه وقت با وخامت اقتصادی روبه رو شدیم
اما هرگز پادشاه به دزدی اموال ما اقدام نمی کند
این دزدان اکنون که قدرتی ندارند توانسته اند اموال ما را بدزدند ، وای به روزی که به حاکمیت دست یابند
نفر دوم نیز گفت : درست است ، قدر این شاه را باید دانست و از او حمایت نمود تا از شر این دزدان مصون بمانیم
و همه حرف های یکدیگر را تایید کردند و بنابراین تصمیم گرفتند از شاه حمایت کنند
روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند
انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت
او باید تا 100 می شمرد و سپس شروع به جستجو میکرد
همه پنهان شدند الا نیوتون …
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین
انیشتین تا صد شمرد
او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده
انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون ( سک سک)
نیوتون بیرون ( سک سک)
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !
تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام
که من رو نیوتون بر متر مربع میکنه
و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر “یک پاسکال” می باشد
بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک) !
جنایت کاری که یک آدم را کشته بود
در حال فرار و آوارگی با لباس ژنده و پرگرد و خاک و دست و صورت کثیف خسته و کوفته به یک دهکده رسید
چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود
او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد
اما بی پول بود
بخاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا آن را گدایی کند
دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس می کرد که به یکباره پرتقالی را جلوی چمشش دید
بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و….پرتقال را از دست مرد میوه فروش گرفت
میوه فروش گفت : بخور نوش جانت ، پول نمی خواهم
سه روز بعد آدمکش فراری باز در جلو دکه میوه فروش ظاهر شد
این دفعه بی آنکه کلمه ای ادا کند ،صاحب دکه فوراً چند پرتقال را در دست او گذاشت
فراری دهان خود را باز کرده گویی میخواست چیزی بگوید، ولی نهایتاً در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت
آخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع می کرد، صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد
میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت
عکس همان مردی بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت
زیر عکس او با حروف درشت نوشته بودند قاتل فراری و برای کسی که او را معرفی کند نیز مبلغی بعنوان جایزه تعیین کرده بودند
میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت
پلیس ها چند روز متوالی در اطراف دکه در کمین بودند
سه چهار روز بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود
او به اطراف نگاه کرد گوئی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود
دکه دار و پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند
او ناگهان ایستاد و چاقویش را از جیب بیرون آورده و به زمین انداخت و با بالا نگهداشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شده و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید
موقعی که داشتند او را می بردند زیر گوش میوه فروش گفت :
آن روزنامه را من پیش تو گذاشتم، برو پشتش را بخوان
سپس لبخند زنان و با قیافه کاملاً راضی سوار ماشین پلیس شد
میوه فروش با شتاب آن روزنامه را بیرون آورد
و در صفحه پشتش چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود :
من دیگر از فرار خسته شدم از پرتقالت متشکرم
هنگامی که داشتم برای پایان دادن به زندگیم تصمیم میگرفتم
نیکدلی تو بود که بر من تاثیر گذاشت
بگذار جایزه پیدا کردن من ،جبران زحمات تو باشد
رمان ایرانی و عاشقانه تیام
رمان ایرانی و عاشقانه تو آرزوی منی
رمان ایرانی و عاشقانه قسم
رمان ایرانی و عاشقانه تو فقط عشق
دانلود آهنگ جدید مهدی حسن زاده نیستی آخه کنارم
دانلود آهنگ جدید آرش نوایی وقتی اون بود
دانلود آهنگ جدید حسین شریفی انتظار
دانلود آهنگ جدید کوروش صادقی تنها شدیم
دانلود آهنگ جدید پویا ترکم کن
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی خیال|
رمز عبور را فراموش کردم ؟ آمار مطالب آمار بازدید وضیعت آنلاین |
دانلود اهنگ شاد عروسی ترکی مرضیه (منم بالاجا مرضیم )
دانلود اهنگ شاد و خاطره انگیز خاله جون
دانلود سریال عقاب سرخ با دوبله ...
دانلود رمان از سحر تا سحر | saba28 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)
دانلود کامل شوی شبهای کیش (حامد آهنگی) با لینک مستقیم
دانلود فیلم ایرانی قصر زرین
دانلود مجموعه آهنگهای شاد ارکستری برای عروسی
دانلود اهنگ شاد الهی قربونت برم
دانلود فصل 6 سریال-Gossip-Girl- دختر شایعه...
دانلود فیلم The Red Violin 1999