نرم افزار های کاربردی
عکس گل های زیبا
عکس های متفاوت
عکس های مذهبی
آهنگ های تکنو
آهنگ های بی کلام
آهنگ های شاد برای مجالس عروسی
بازی های کامپیوتری
نرم افزار گرافیک
جوک تصویری
آوای انتظار همراه اول
داستان ضرب المثل ها
داستان های شیوانا
داستان های بهلول
رمان
داستان کوتاه
بازی اندروید
بازی جاوا
بازی آیفون وآیپد
اس ام اس تیکه دار
اس ام اس خنده دار
اس ام اس زیبا
اس ام اس جدید
اس ام اس عاشقانه
دانستنی ها و خواندنی های جالب
عکس های تولد
عکس های فوتبالی
تازه ها
دانلود کتاب الکترونیکی
در شهر
اس ام اس
تازه ترین خبر ها
نرم افزارها و برنامه های موبایل
نرم افزارها و برنامه های کامپیوتر
بازی ها
بیوگرافی بازیگران خارجی
بیوگرافی
بیوگرافی بازیگران ترکیه ای
بیوگرافی بازیگران ایرانی
عکس های بازیگران خارجی جدید
عکس های بازیگران ایرانی
عکس ها
کد آهنگ پیشواز
کد آهنگ های پیشواز بی کلام
کد آهنگ های پیشواز
موزیک ویدئو عربی
موزیک ویدئو ترکی
موزیک ویدئو خارجی
موزیک ویدئو ایرانی
موزیک ویدئو
آهنگ های یغما گلرویی
آهنگ های یاسر محمودی
آهنگ های یاسر رشادی
آهنگ های یاسر اکبری
آهنگ های یاس
آهنگ های کیا
آهنگ های کوروش مقیمی
آهنگ های کوروش صنعتی
آهنگ های کاوه رئیسی
آهنگ های کاوه آفاق
آهنگ های کامیار
آهنگ های کامران مولایی
آهنگ های کامران دلان
آهنگ های پیمان زارعی
آهنگ های پویان
آهنگ های پویا سالکی
آهنگ پویا بیاتی
آهنگ های پویا
آهنگ های پویا عرفانی
آهنگ های پرهام ابراهیمی
آهنگ های پازل باند
آهنگ های پارسا چیلیک
آهنگ های پارسا
آهنگ های ولی
آهنگ های همایون شجریان
آهنگ های نیما علامه
آهنگ های نیما
آهنگ های نصرت الله معین
آهنگ های نریمان
آهنگ های ندیم
آهنگ های ناصر صدر
آهنگ های ناصر زینلی
آهنگ های نادر مسچی
آهنگ های میلاد کیانی
آهنگ های میلاد ترابی
آهنگ های میلاد بیک
آهنگ های میلاد باران
آهنگ های میثم معافی
آهنگ های میثم ابراهیمی
آهنگ های مهرشاد
آهنگ های معین
آهنگ های مهرداد آسمانی
آهنگ های مهران مستی
آهنگ های مهران مدیری
آهنگ های مهران فهیمی
آهنگ های مهران جعفری
آهنگ های مهران آتش
آهنگ های مهراب و معراج
آهنگ های مهدی یغمایی
آهنگ های مهدی یراحی
آهنگ های مهدی پوران
آهنگ های مهدی همت
آهنگ های مهدی مقدم
آهنگ های مهدی مدرس
آهنگ های مهدی طلوعی
آهنگ های مهدی سهرابی
آهنگ های مهدی اسدی
آهنگ های مهدی احمد وند
آهنگ های منصور
آهنگ های منصور حیدری
آهنگ های مصطفی یگانه
آهنگ های مصطفی فتاحی
آهنگ های مصطفی عرفانی
آهنگ های مصطفی زمانی
آهنگ های مسعود مهرشاد
آهنگ های مسعود فردمنش
آهنگ های مسعود فتحی
آهنگ های مسعود سعیدی
آهنگ های مسعود امامی
آهنگ های مرتضی پاشایی
آهنگ های مرتضی سرمدی
مداحی
آهنگ محمد رضا شعبان زاده
آهنگ محمد رضا شجریان
آهنگ محمد رضا آزاد پور
آهنگ های محمد چناری
آهنگ های محمد علیزاده
آهنگ های محمد زارع
آهنگ های محمد یاوری
آهنگ های محمد رضا هدایتی
آهنگ های محمد اصفهانی
آهنگ های محمد اسدی
آهنگ های محسن یگانه
آهنگ های محسن یاحقی
آهنگ های محسن چاوشی
آهنگ های محسن میرزاده
آهنگ های محسن فرهمندی
آهنگ های محسن امراللهی
آهنگ های مجید علیپور
آهنگ های مجید خراطها
آهنگ های مجتبی کبیری
آهنگ های مجید یحیایی
آهنگ های ماهان بهرام خان
آهنگ های مانی رهنما
آهنگ های مازیار فلاحی
آهنگ های مازیار عصری
آهنگ های مازیار جاهد
آهنگ های کردی
آهنگ های کاوه آفاق
آهنگ های کاوه دانش
آهنگ های کامران مولایی
آهنگ های کامران و هومن
آهنگ های کامیار
آهنگ های لری
آهنگ های لیلا فروهر
آهنگ های قیصر
آهنگ های قاسم افشار
آهنگ های فریمن
آهنگ های فریدون آسرایی
آهنگ های فریبرز مشتاقی
آهنگ های فریبرز خاتمی
آهنگ های فرهاد دهقان
آهنگ های فرهاد جواهر کلام
آهنگ های فرشید امین
آهنگ های فرشاد اسکندری
آهنگ های فرزاد فرزین
آهنگ های فرزاد فتاحی
آهنگ های فردین سعادت
آهنگ های فرامرز اصلانی
آهنگ های فاتح نورایی
آهنگ های عمران طاهری
آهنگ های عماد طالب زاده
آهنگ های عماد
آهنگ های علیرضا قربانی
آهنگ های علیرضا فرد
آهنگ های علیرضا غفاری
آهنگ های علیرضا عصار
آهنگ های علیرضا طلیسچی
آهنگ های علیرضا زاهدی
آهنگ های علیرضا روزگار
آهنگ های علیرضا بهلولی
آهنگ های علیرضا بلوری
آهنگ های علیرضا افتخاری
آهنگ های علی پیشتاز
آهنگ های علی هایپر
آهنگ های علی مولایی
آهنگ های علی لهراسبی
آهنگ های علی فلاح
آهنگ های علی عبدالمالکی
آهنگ های علی عباسی
آهنگ های علی زارعی
آهنگ های علی رهبری
آهنگ های علی رهام
آهنگ های شهرام شکوهی
آهنگ های شمالی
آهنگ های شهاب رمضان
آهنگ های شهاب تیام
آهنگ های شهاب بخارایی
آهنگ های شهاب اکبری
آهنگ های شروین
آهنگ های شاهین خسرو آبادی
آهنگ های شاهین جمشید پور
آهنگ های شاهین آرین
آهنگ های شاهین s2
آهنگ های شاهرخ
آهنگ های سیاوش قمیشی
آهنگ های سینا سرلک
آهنگ های سینا حجازی
آهنگ های سینا بهداد
آهنگ های سیروان خسروی
آهنگ های سیاوش قمصری
آهنگ های سیاوش شمس
آهنگ های سیاوش سهراب
آهنگ های سیامک عباسی
آهنگ های سهیل جامی
آهنگ های سهراب اسدی
آهنگ های سمیر زند
آهنگ های سعید پانتر
آهنگ های شهریار
آهنگ های سعید محمدی
آهنگ های سعید شهروز
آهنگ های سعید شایسته
آهنگ های سعید ساشا
آهنگ های سعید اسکندری
آهنگ های سعید آسایش
آهنگ های سامی یوسف
آهنگ های سامان جلیلی
آهنگ های سامان آراسته
آهنگ های سالار عقیلی
آهنگ های ساسی مانکن
آهنگ های زکی شمس آبادی
آهنگ های زانیار خسروی
آهنگ های رشتی
آهنگ های روزبه نعمت اللهی
آهنگ های رضایا
آهنگ های رضا یزدانی
آهنگ های رضا عطاران
آهنگ های رضا صادقی
آهنگ های رضا شیری
آهنگ های رضا رویگری
آهنگ های رضا رحمتی
آهنگ های رستاک
آهنگ های رحمان
آهنگ های رامین بی باک
آهنگ های رامتین دلیریان
آهنگ های راشا تقی پور
آهنگ های دی جی مانی
آهنگ های دی جی سروش
آهنگ های دی جی بلک زینگ
آهنگ های دنگ شو
آهنگ های دایان
آهنگ های داود بهبودی
آهنگ های خشایار اعتمادی
آهنگ های حمید رضا عطار
آهنگ های حسین زمان
آهنگ های حمید عسگری
آهنگ های حمید طالب زاده
آهنگ های حمید حامی
آهنگ های حمید اصغری
آهنگ های حمید آداب
آهنگ های حسین توکلی
آهنگ های حسین مخته
آهنگ های حسین تهی
آهنگ های حسن شماعی زاده
آهنگ های حسام الدین موسوی
آهنگ های حسام الدین سراج
آهنگ های حسام الدین
آهنگ های حجت درولی
آهنگ های حبیب
آهنگ های حامد پهلان
آهنگ های حامد مهدی
آهنگ های حامد محضر نیا
آهنگ های حامد شمس
آهنگ های حامد زمانی
آهنگ های حامد حاکان
آهنگ های حامد بهداد
آهنگ های حامد برادران
آهنگ های جمشید
آهنگ های بیداد
آهنگ های بیژن مرتضوی
آهنگ های بهنام علمشاهی
آهنگ های بهنام صفوی
آهنگ های بهزاد پکس
آهنگ های جدید بهادر
آهنگ های بنیامین ولی نژاد
آهنگ های بنیامین بهادری
آهنگ های بنیامین باران
آهنگ های باراد
آهنگ های بابک مافی
آهنگ های بابک رهنما
آهنگ های بابک رادمنش
آهنگ های بابک جهانبخش
آهنگ های آذری
آهنگ های احسان جوادی
آهنگ های احسان انوری
آهنگ های احسان گنجی
آهنگ های احمد ماهیان
آهنگ های ابی
آهنگ های ایوان و بنجامین
آهنگ های ایمان فلاح
آهنگ های ایمان غلامی
آهنگ های ایمان سیاه پوش
آهنگ های ایرج خواجه امیری
آهنگ های اورمان
آهنگ های انوش
آهنگ های اندی
آهنگ های امین فیاض
آهنگ های امین رستمی
آهنگ های امین شریعتی
آهنگ های امین حبیبی
آهنگ های امیر مولایی
آهنگ های امیر یگانه
آهنگ های امیر وکیلی
آهنگ های امیر ولی نژاد
آهنگ های امیر معروفی
آهنگ های امیر مسعود
آهنگ های امیر فرجام
آهنگ های امیر علی
آهنگ های امیر عظیمی
آهنگ های امیر عباس گلاب
آهنگ های امیر شهیار
آهنگ های امیرحسین مدرس
آهنگ های امیر تتلو
آهنگ های امیر تاجیک
آهنگ های امیر بیات
آهنگ های امیر امیرآبادی
آهنگ های امیر اسید
آهنگ های امیر احمد
آهنگ های امیر یوسفی
آهنگ های امید نوری
آهنگ های امید مرشدی
آهنگ های امید علومی
آهنگ های امید عامری
آهنگ های امید ساربانی
آهنگ های امید حاجیلی
آهنگ های امید جهان
آهنگ های امید
آهنگ های السید
آهنگ های افشین سیاهپوش
آهنگ های افشین اسدی
آهنگ های افشین آذری
آهنگ های افشین
آهنگ های اشکین 0098
آهنگ های اشکان شاملو
آهنگ های اشوان
آهنگ های ارسلان
آهنگ های شهرام صالحی
آهنگ های احمد سلو
آهنگ های احمد سعیدی
آهنگ های احسان پایه
آهنگ های احسان هایبر
آهنگ های احسان غیبی
آهنگ های احسان خواجه امیری
آهنگ های احسان حق شناس
آهنگ های احسان تهرانچی
دانلود آهنگ های احسان الدین معین
دانلود آهنگ های آوش
دانلود آهنگ های آمین
دانلود آهنگ های آزاد
دانلود آهنگ های آرمیک
دانلود آهنگ های آرمین نصرتی
دانلود آهنگ های آرمین ۲afm
دانلود آهنگ های آرمین
دانلود آهنگ های آرش-طهماسبی
آهنگ های آرش-ap-و-مسیح
آهنگ های آراد آریا
tm-bax
sami-beigi
black-cats
7-band
مستند
انیمیشن
فیلم های کلیپی
فیلم کره ای
آهنگ های شهرام کاشانی
آهنگ های شهیاد
آهنگ های صادق نورایی
ورزش
از هر جا و همه چی
قالب
برنامه های کامپیوتری
اس ام اس
بازی ها
تصاویر پس زمینه
سریال ترکی
سریال ایرانی
سریال خارجی
سریال
فیلم خارجی
فیلم ایرانی
فیلم هندی
فیلم
سریال کره ای
آهنگ های عباس قادری
آهنگ های عزیز ویسی
آهنگ های علی اصحابی
آهنگ های علی ارشدی
آهنگ های علی اطیابی
آهنگ های علی باقری
آهنگ های علی تکتا
آهنگ های علی رها
آهنگ های احمد صفایی
اخبار موسیقی
آهنگ های اددی عطار
تصاویر
آهنگ های تصویری
آهنگ های خارجی
آهنگ های ایرانی
آهنگ
آهنگ های اردلان طعمهروزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است
شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد
شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفائی یار صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج با دیگری را پذیرفته است
شاگرد گفت که سال های متمادی عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده بود و با رفتن دختر به خانه مرد دیگر او احساس می کند باید برای همیشه با عشقش خداحافظی کند
شیوانا با تبسم گفت : اما عشق تو به دخترک چه ربطی به دخترک دارد؟
شاگرد با حیرت گفت : ولی اگر او نبود این عشق و شور و هیجان هم در وجود من نبود
شیوانا با لبخند گفت : چه کسی چنین گفته است
تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی و به همین دلیل آتش عشق و شوریدگی دل تو را هدف قرار داده است
این ربطی به دخترک ندارد
هر کس دیگری هم جای دختر بود ، تو این آتش عشق را به سمت او می فرستادی
بگذار دختر برود ! این عشق را به سوی دختر دیگری بفرست
مهم این است که شعله این عشق را در دلت خاموش نکنی
معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد !
دختر اگر رفت با رفتنش پیغام دادکه لیاقت این آتش ارزشمند را ندارد
چه بهتر ! بگذار او برود تا صاحب واقعی این شور و هیجان فرصت جلوه گری و ظهور پیدا کند !
به همین سادگی!
روزی مردی نزد شیوانا آمد و از فقر و تنگدستی گله کرد
او گفت که در دهکده زمینی کوچک دارد و کلبه ای محقرانه و متاسفانه دخل و خرجش کفاف تامین معاش خانواده را نمی دهد
و هر روز از روز قبل فقیرتر و تنگدست تر می شود
او گفت که در دهکده برای او کاری نیست و تمام اهل خانه چشم امیدشان به اوست تا کاری برای خود دست و پا کند و درآمدی کسب نماید
اما چنین کاری پیدا نمی شود و او نمی داند چه کند
شیوانا از مرد پرسید :
اگر همین الان زلزله ای بیاید و همه چیز حتی همان کلبه و زمین را از بین ببرد و چیزی برای فروختن و کسی برای خریدن در دهکده باقی نماند
اما تو و خانواده و بقیه اهل دهکده به فرض محال زنده بمانید آنگاه چه می کنید ؟
مرد تنگدست فکری کرد و گفت :
خوب اندکی قوت لایموت جمع می کنیم و دست جمعی به شهر دیگری مهاجرت می کنیم
و دسته جمعی هر جا کاری بود مستقر می شویم و زندگی کولی وار را شروع می کنیم!
آنگاه شیوانا تبسمی کرد و گفت :
خوب!
حتما باید بمیری و یا حتما باید زلزله ای بیاید تا تو و خانواده ات به خود تکانی دهید و مهاجرت را شروع کنید
تا زنده ای کمی تلاش به خرج دهید و اگر لازم آمد همین امشب مهاجرت را شروع کنید !
مرد ثروتمندی در دهکده ای دور از محل زندگی استاد شیوانا زمین های زیادی داشت و تعداد زیادی کارگر را همراه با خانواده شان روی این زمین ها به کار گرفته بود
برای اینکه بتواند این کارگران را وادار به کار بیش از اندازه کند
یک سرکارگر خشن و بیرحم را به عنوان نماینده خود انتخاب کرده بود
و سرکارگر با خشونت و بی رحمی کارگران و خانواده های آنها را وادار می کرد
روی زمین های مرد ثروتمند به سختی و تمام وقت کار کنند تا محصول بیشتری حاصل شود
روزی شیوانا از کنار این دهکده عبور می کرد
کارگران وقتی او را دیدند شکایت سر کارگر را نزد شیوانا بردند و گفتند:
صاحب مزرعه این فرد بی رحم را بالای سر ما گذاشته و ما به خاطر نان و غذای خود مجبوریم حرف او را گوش کنیم
چیزی به او بگویید تا با ما ملایم تر رفتار کند
شیوانا به سراغ سرکارگر رفت
او را دید که افسار اسب پیری را در دست گرفته و به سمتی می رود
شیوانا کنار سرکارگر شروع به راه رفتن کرد و از او پرسید:
این اسب پیر را کجا می بری؟
سرکارگر با بدخلقی جواب داد :
این اسب همیشه پیر نبوده است
مرد ثروتمندی که مالک همه این زمین هاست سال ها از این اسب سواری کشیده و استفاده های زیادی از او برده است
اکنون چون پیر و از کار افتاده شده دیگر به دردش نمی خورد
چون صاحب زمین ها به هر چیزی از دید سود دهی و منفعت نگاه می کند بنابراین از این پس اسب پیر چیزی جز ضرر نخواهد داشت
به همین خاطر او از من خواسته تا اسب را به سلاخی ببرم و گوشت او را بین سگ های مزرعه تقسیم کنم تا لااقل به دردی بخورد
شیوانا لبخندی زد و گفت :
اگر صاحب این مزرعه آدم های اطراف خود را فقط از پنجره سود دهی و منفعت نگاه می کند
پس حتما روزی فرا می رسد که به شخصی چون تو دیگر نیازی نخواهد داشت
آن روز شاید کارگران مزرعه بیشتر از اربابت به داد تو برسند
اگر کمی با آنها نرمی و ملاطفت به خرج دهی وقتی به روزگار این اسب بیفتی می توانی به لطف و کمک آنها امیدوار باشی.
همیشه از خود بپرس که از کجا معلوم اسب بعدی من نباشم!
در این صورت حتماً اخلاقت لطیف تر و جوانمردانه تر خواهد شد
روزی استاد شیوانا از مقابل مدرسه ای عبور می کرد
پسر جوانی را دید که غمگین و افسرده بیرون مدرسه به درختی تکیه کرده و به افق خیره شده است
شیوانا کنار او رفت و جویای حالش شد و دلیل ناراحتیش را پرسید
پسر جوان گفت : حضور در این مدرسه نیاز به پول زیادی دارد ولی پدرم فقیر است و نمی تواند از پس مخارج تحصیل من برآید
با مدیر مدرسه صحبت کردیم و او گفته است به شرطی می توانم رایگان در این مدرسه تحصیل کنم که بتوانم در امتحانات درسی در تمام دروس بالاترین نمره را بدست آورم
اما این درس ها سخت است و با خودم می گویم که این اتفاق هرگز نمی تواند رخ دهد
برای همین به ناچار باید تحصیل را ترک کنم
شیوانا نفسی عمیق کشید و گفت : یعنی تو قبل از انجام آزمون شکست را پذیرفته ای و از پذیرفتن آن غمگین هم شده ای؟
دلیل این تسلیم و واگذاری مبارزه هم تنها این است که این اتفاق یعنی پیروز شدن افتادنی نیست!
خوب اینکه کاری ندارد!
راهی پیدا کن و اگر پیدا نمی شود راهی بساز که این اتفاق بیافتد
کاری کن که این چیزی که می خواهی رخ دهد
به جای دست روی دست گذاشتن و قبل از آزمون از تلاش دست کشیدن سعی کن با چنگ و دندان از چیزی که به آن علاقه داری دفاع کنی
و اتفاقی که دوست داری را رخ دادنی سازی!
اگر سرنوشت تو به رخ دادن این اتفاق بستگی دارد خوب کاری بکن که رخ بدهد!
سپس شیوانا دست بر شانه های پسر جوان کوبید و گفت :
انسان قوی وقتی به مانعی بر می خورد تسلیم نمی شود
یا راهی پیدا می کند که از آن مانع عبور کند و اگر این راه پیدا نشد آن راه را می سازد!
برخیز و راه پیروزی خود را بساز و اتفاقی که بقیه محال می دانند را رخ دادنی کن!
مرد جوانی پدر پیرش بشدت مریض شد و در حالت مرگ و زندگی بسر می برد
مر د جوان چون وضع بیماری پیرمرد را اینگونه دید او را در گوشه جاده ای رها کرد و از آنجا دور شد
پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید
رهگذران از ترس واگیرداشتن بیماری و فرار از دردسر روی خود را به سمت دیگری می چرخاندند
و بی اعتنا به پیرمرد نالان راه خود را می گرفتند و می رفتند
شیوانا هم در آن زمان داشت از آن جاده عبور می کرد
به محض اینکه پیرمرد را دید او را بر دوش گرفت تا به مدرسه ببرد و درمانش کند
یکی از رهگذران به طعنه به شیوانا گفت :
این پیرمرد فقیر است و بیمار و مرگش نیز نزدیک!
نه از او سودی به تو می رسد و نه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد باعث می شود
حتی پسرش هم او را در اینجا به حال خود رها کرده و رفته است
تو برای چی به او کمک می کنی ؟
شیوانا به رهگذر گفت : من به او کمک نمی کنم !
من دارم به خودم کمک می کنم
اگر من هم مانند پسرش و رهگذران او را به حال خود رها کنم
چگونه روی به آسمان برگردانم و از خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم
من دارم به خودم کمک می کنم !
روزی از روزی ها استاد شیوانا مشغول آموختن درس به شاگردانش بود
ناگهان مردی با تکبر وارد مجلس استاد شد
و خطاب به شیوانا گفت که او یکی از مامورین عالی رتبه امپراتور است
و آمده تا از بیانات استاد بزرگ معرفت درس بگیرد
شیوانا با تبسم پرسید : جناب امپراتور شما را به چه شغلی در این منطقه گمارده اند؟
مرد گفت : ماموریت من ساخت جاده و بازسازی و اصلاح جاده های منتهی اصلی و فرعی این سرزمین است
لبخند شیوانا محو شد و با خشم بر سر مامور فریاد ز :
تو که از سوی امپراتور مامور شده ای تا جاده ها را اصلاح کنی به چه جراتی در این کلاس حضور یافته ای
هیچ می دانی که چقدر گاری به خاطر چاله های ترمیم نشده در سطح معابر چرخ هایشان شکسته
و چقدر اسب و قاطر به خاطر سنگ ها و موانع پراکنده در سطح جاده دست و پا یشان شکسته شده است ؟!
آیا از جاده دهکده عبور کردی و مشکلات آن را در هنگام بارندگی و حتی در مواقع عادی ندیدی !؟
تو این وظیفه سنگین نگهداری و بازسازی جاده ها را از امپراتور پذیرفتی و آن را به خوبی انجام نداده ای
و بعد آرام و با غرور به کلاس من آمده ای تا درس معرفت بگیری!؟
شرط اول کسب معرفت این است که ماموریت نهاده شده بر دوش خودت را به نحو احسن انجام دهی
دفعه بعد که خواستی به این کلاس بیایی یا ماموریتت را به فرد صلاحیت دار دیگری محول کن
و یا اینکه آن را به درستی انجام بده و بعد از پایان کار به سراغ معرفت بیا
شایستگی در انجام امور زندگی به نحو احسن شرط اساسی پذیرفته شدن در کلاس های معرفت شیوانا است !
در دهکده ی محل سکونت شیوانا مردی چاه کن بود که به همراه دو پسرش چاه حفر می کرد
و با انجام این کار امور زندگی اش را می گذراند
زمانی که لازم شد در مدرسه شیوانا چاه آبی حفر شود
از مرد چاه کن و پسرانش برای این کار دعوت شد
در ازای ده سکه چاه مدرسه را حفر کنند
آنها شروع به کار کردند و طبق عادت همیشگی خود بیا عتنا به حال و هوای مدرسه موقع کار کردن با صدای بلند شعر می خواندند
و با یکدیگر شوخی می کردند و این مساله برای بعضی از ساکنان مدرسه خوشایند نبود
وقتی حفر چاه با موفقیت به پایان رسید
چند نفر از شاگردان شیوانا که از سر و صدای چاه کنها در این مدت ناراحت شده بودند
لیستی بلند بالا از اشتباهات و خطاهای رفتاری چاه کنها در طول ایام حفر تهیه کردند
و آن را به عنوان فهرست کارهای نادرست آنها به شیوانا دادند تا بر اساس این لیست مزد کارشان را ندهد
شیوانا در مقابل جمع مرد چاه کن و پسرانش را نزد خود خواند
و با احترام از بابت چاه خوبی که کنده بودند از آنها قدردانی کرد
سپس لیست ادعایی گروه شاگردان معترض را نیز برای ایشان خواند
و سپس گفت :
طبق توافق بابت کاری که انجام دادید این ده سکه به شما داده می شود
بعد از گفتن این حرف شیوانا ده سکه به مرد چاه کن داد
سپس ادامه داد :
چون کارتان خیلی خوب بود و عالی تر از حد انتظار کار کردید پس سه سکه هم به عنوان پاداش اضافی به شما داده می شود
آنگاه شیوانا سه سکه اضافی به مرد چاه کن داد
شیوانا ادامه داد :
چون درست سر موقع کار را تمام کردید پس استحقاق سه سکه اضافه دیگر را هم دارید
ولی چون خطای رفتاری داشتید و موجب آزار بعضی از ساکنان مدرسه شدید، یک سکه را به همین خاطر به شما نمی دهیم
مرد چاهکن و پسرانش با خوشحالی سکه های خود را گرفتند
و از رفتار خود عذر خواستند و قصد رفتن کردند
شاگردان معترض با صدای بلند به شیوانا گفتند :
این عادلانه نیست شما باید مزد اصلی آنها را کم می دادید ؟
شیوانا با تعجب گفت :
اینجا مدرسه اخلاق است و ما در اینجا کارهای خوب را جداگانه حساب می کنیم و کارهای بد را مجزا
ما مزد و مجازات آنها را با هم مخلوط نمی کنیم
آنها بابت کارهای خوب و عالیشان مزد خوبی گرفتند و بابت کارهای ناخوبی که داشتند مزد خوبی نگرفتند
به همین سادگی!
یاد بگیرید که در زندگی هم انسان ها را به همین شیوه مورد قضاوت قرار دهید و کارهای خوب و بد آدم ها را با هم قاطی نکنید!
به شاگردان مدرسه شیوانا به جز معرفت و علم هنرهای رزمی نیز آموزش داده می شد
شیوانا همیشه اظهار می کرد که در طول عمر حتی اگر مهارت رزمی یک بار
برای کمک شخص یا خانواده اش یا انسان های نیازمند به کار گرفته شود پس ارزشی همسنگ جان یک یا چند انسان پیدا می کند
و به همین دلیل باید تا حد استادی به آن مسلط شد
ولی از سوی دیگر اگر این مهارت عامل غرور و خودپسندی شود می تواند فرد را به تباهی بکشاند
و به همین دلیل از این مرحله به بعد دیگر لازم نیست شاگرد آن را ادامه دهد
به همین دلیل هر کدام از شاگردان علاوه بر مهارت های متداول رزم و دفاع در یک هنر رزمی نیز تا حد استادی ماهر و چیره دست بودند
یکی از شاگردان شیوانا پسر آشپز مدرسه بود که در هنر تیراندازی با کمان بسیار ماهر بود
و می توانست با چشمان بسته از فاصله دور تیر را درست وسط هدف بزند
آوازه مهارت تیراندازی او در تمام دهکده های اطراف پیچیده بود و همه جوانان آرزو داشتند روزی مثل او تیرانداز ماهری شوند
روزی پسر آشپز نزد شیوانا آمد و به او گفت که تعدادی رزمی کار بی ادب و غریبه از دیاری دور وارد دهکده شده اند
و همه چیز را به هم ریخته اند و او چون به مهارت تیراندازی خود مطمئن بوده و به آن می بالیده است عمدا با آنها درگیر شده
و نهایتا با وساطت مردم قرار شد فردا در مقابل جمع آنها با هم مسابقه تیراندازی داشته باشند
به این شرط که هر کدام پیروز شدند حق داشته باشد یک سطل رنگ روی سر نفر شکست خورده بپاشد
پسر آشپز با غرور و تکبر گفت :
من در کل این سرزمین بی نظیرم و حتما در این مسابقه برنده خواهم شد
چون در تیراندازی بهترینم و می توانم به راحتی با پاشیدن رنگ این بی ادب ها را مقابل جمع بی آبرو کنم
و آنها را وادار سازم که مقابل من کرنش کنند و بعد از این دیار بروند
شیوانا با ناراحتی پاسخ داد :
مواظب غرورت باش که تو را همسطح این جماعت یاغی نکند!
این افراد بی ادب حتما خبردار شده اند که تو در تیراندازی بی رقیب هستی
آنها عمدا مسابقه تیراندازی را پیشنهاد کردند تا سمت نگاه تو را با خودشان یکی نشان دهند
و خود را نزد اهالی دهکده همشان و هم ردیف تو نشان دهند
اگر در این مسابقه شرکت کنی خود را تا حد آنها پایین آورده ای
و اگر بر ایشان پیروز شوی و سطل رنگ را بر سرشان بپاشی
به خاطر این رفتار زشت نزد مردم حتی از آنها هم خوارتر و ذلیل تر می شوی
برای بیرون کردن این یاغی ها از همان ابتدا تو به تنهایی نباید وارد گود می شدی
اگر با همین غرور و تکبر بخواهی ادامه دهی دیگر در مدرسه جایی برای تو نیست
پسر آشپز از شرم سرش را پایین انداخت و هیچ نگفت
روز بعد همه در میدان دهکده جمع شدند تا شاهد مسابقه تیراندازی باشند
پسر آشپز وارد میدان شد
بی مقدمه چند تیر به سمت هدف پرت کرد و همه آنها را درست وسط هدف زد
سپس به سمت مردم برگشت و تیروکمانش را مقابل آنها شکست
و گفت من با وجودی که تیرهایم به هدف نشستند اما خود را تیرانداز ماهری نمی دانم
چون این مهارت باعث غرور و خودخواهی من شده است
سپس بی آنکه به رزمی کاران یاغی نگاهی کند میدان را خالی کرد و به جمع اهالی پیوست
بعد از او شیوانا به همراه شاگردانش به سمت تازهواردان رفت و تیروکمان شکسته را از روی زمین برداشت
و آن را به سرکرده یاغی ها داد و گفت :
در این دهکده هیچ سطل رنگی قرار نیست بر سر کسی پاشیده شود
اگر می خواهید با این درگیری های نمایشی اهالی دهکده را وادار کنید که چیزی را ببینند که شما می خواهید
باید به شما بگویم که دیدنی های شما هرگز برای ما اهالی این دهکده جذاب و تماشایی نیستند و نخواهند بود
این تیروکمان شکسته را به یادگاری از ما بگیرید و تا آفتاب غروب نکرده از این دیار دور شوید
می گویند یاغی ها که شاگردان ورزیده مدرسه را مقابل خود دیدند
همان روز بدون هیچ جدال و درگیری دهکده را ترک کردند و دیگر برنگشتند
از آن روز به بعد پسر آشپز مدرسه دیگر سراغ تیروکمان خود نرفت
او مشغول یادگیری و استادی در یک مهارت رزمی دیگر شد
در دهکده ی محل زندگی شیوانا مردی زندگی می کرد که ثروت زیادی داشت
اما با وجود ثروت زیادش همیشه بر سر خرید کالا با فروشندگان مشکل داشت و اظهار می کرد که پول کافی ندارد
روزی در بازار به خاطر همراه نداشتن پول کافی به مشکل خورده بود
و تا شیوانا را در بازار دید از او درخواست کرد پول مورد نیازش را به او قرض دهد
شیوانا قبول کرد پول را به او بدهد تنها به شرطی که تا پایان همان روز پول را برگرداند
مرد ثروتمند از این شرط شیوانا خیلی ناراحت شد
و پس از اینکه به منزلش رسید سریع پول را برداشت
و با حالتی عصبانی به مدرسه شیوانا رفت و پول را جلوی شیوانا گذاشت
و گفت : همه مردم دهکده از ثروت بی نهایت من خبر دارن
بطوری که می توانم این مدرسه را براحتی بخرم تو چرا اینقدر در گرفتن پولت عجله داشتی
شیوانا نگاهی معنی دار به مرد ثروتمند کرد و گفت :
یک اهریمن ولخرج در وجود تو وجود دارد
و تو از ترس اینکه این اهریمن تو را برای خرید در بازار وسوسه نکند با خودت هیچ وقت پول کافی نداری
این نشان می دهد تو در برابر این اهریمن ولخرج عاجزی
و به همین خاطر با برداشتن پول کم سعی می کنی او را شکست دهی
وقتی تو خودت نمی توانی به این اهریمن اعتماد کنی
چگونه انتظار داری من به تو اعتماد کنم و از هدر رفتن پولم نترسم ؟!!
زن و شوهری به مدسه شیوانا رفتند و تقاضای ملاقات با استاد را کردند
زمانی که نزد شیوانا رفتند از شیوانا در مورد بد رفتاری فرزندانشان کمک خواستند
مرد گفت :
من و همسرم همیشه به خداوند معتقد بوده ای اماچهار فرزندم مسائل اخلاقی را رعایت نمی کنند و باعث آبرو ریزی برای خانواده می شوند
سوال من اینست چرا با وجود اینکه من و همسرم به خداوند اعتقاد داریم همچین مشکلی برایمان ایجاد شده است
شیوانا از آنها خواست شکل ساختمان خانه شان را برایش شرح دهند
مرد با تعجب پرسید :
این چه ربطی به این موضوع دارد ؟
وقتی سکوت شیوانا را دید توضیح داد که حیاط بزرگی دارد و دیوارهایش کوتاه هستند .
ساختمان بزرگی در میانش قرار گرفته که داخلش اتاق هایی با پنجره های بزرگ دارد .
در کناره های حیاط هم حمام و دستشویی قرار گرفته است
شیوانا اینبار پرسید :
درون خان به این بزرگی چقدر خدا دارید ؟
اینبار زن از حرف شیوانا عصبی شد و گفت منظورتان چیست مگر در خانه می شود خدا داشت ؟!
شیوانا گفت بله می شود ! فقط اعتقاد داشتن به خدا کافی نیست
باید خدا را در کل زندگی پخش کرد و در هر بخش از زندگی سهم خدا را هم در نظر بگیریم .
برایم بگویید در هر اتاق چقدر جا برای خدا گذاشته اید ؟
آیا تابحال در منزل بزرگتان فقیران را راه داده اید ؟
آیا در آشپزخانه غذایی برای تهی دستان و مسافران در راه مانده پخته اید ؟
از پنجره های بزرگ اتاق هایتان کودکان یتیم و بدون لباس را دیده اید ؟
بروید و ببینید در خانه تان خدا را می یابید یا خیر !
اگر فرزندان شما به بیراه رفته اند نشان از این دارد که در منزلتان حضور خدا کمرنگ است .
اعتقادی را که مدعی آن هستید به صورت عملی در زندگی تان پخش کنید
سپس خواهید دید که نه تنها فرزندانتان بلکه بسیاری از جوانان اطراف شما هم به راه راست هدایت خواهند شد
رمان ایرانی و عاشقانه تیام
رمان ایرانی و عاشقانه تو آرزوی منی
رمان ایرانی و عاشقانه قسم
رمان ایرانی و عاشقانه تو فقط عشق
دانلود آهنگ جدید مهدی حسن زاده نیستی آخه کنارم
دانلود آهنگ جدید آرش نوایی وقتی اون بود
دانلود آهنگ جدید حسین شریفی انتظار
دانلود آهنگ جدید کوروش صادقی تنها شدیم
دانلود آهنگ جدید پویا ترکم کن
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی خیال|
رمز عبور را فراموش کردم ؟ آمار مطالب آمار بازدید وضیعت آنلاین |
دانلود اهنگ شاد عروسی ترکی مرضیه (منم بالاجا مرضیم )
دانلود اهنگ شاد و خاطره انگیز خاله جون
دانلود سریال عقاب سرخ با دوبله ...
دانلود رمان از سحر تا سحر | saba28 کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)
دانلود کامل شوی شبهای کیش (حامد آهنگی) با لینک مستقیم
دانلود فیلم ایرانی قصر زرین
دانلود مجموعه آهنگهای شاد ارکستری برای عروسی
دانلود اهنگ شاد الهی قربونت برم
دانلود فصل 6 سریال-Gossip-Girl- دختر شایعه...
دانلود فیلم The Red Violin 1999