Code Center

جدید ترین فیلم های روز دنیا با لینک مستقیم- دانلود فیلم های زبان اصلی روز دنیا . .ارائه انواع نرم افزار و بازی‌های کامپیوتر و موبایل ‏،‏ ترانه و موسیقی ‏،‏ عکس ‏،‏ شعر ، داستان و ... سرزمین دانلود ها . اس ام اس های باحال و خفن جدید 93 جوک های خفن وایپر ها
Image Slider 1
درباره سایت


موضوعات

نرم افزار های کاربردی
عکس گل های زیبا
عکس های متفاوت
عکس های مذهبی
آهنگ های تکنو
آهنگ های بی کلام
آهنگ های شاد برای مجالس عروسی
بازی های کامپیوتری
نرم افزار گرافیک
جوک تصویری
آوای انتظار همراه اول
داستان ضرب المثل ها
داستان های شیوانا
داستان های بهلول
رمان
داستان کوتاه
بازی اندروید
بازی جاوا
بازی آیفون وآیپد
اس ام اس تیکه دار
اس ام اس خنده دار
اس ام اس زیبا
اس ام اس جدید
اس ام اس عاشقانه
دانستنی ها و خواندنی های جالب
عکس های تولد
عکس های فوتبالی
تازه ها
دانلود کتاب الکترونیکی
در شهر
اس ام اس
تازه ترین خبر ها
نرم افزارها و برنامه های موبایل
نرم افزارها و برنامه های کامپیوتر
بازی ها
بیوگرافی بازیگران خارجی
بیوگرافی
بیوگرافی بازیگران ترکیه ای
بیوگرافی بازیگران ایرانی
عکس های بازیگران خارجی جدید
عکس های بازیگران ایرانی
عکس ها
کد آهنگ پیشواز
کد آهنگ های پیشواز بی کلام
کد آهنگ های پیشواز
موزیک ویدئو عربی
موزیک ویدئو ترکی
موزیک ویدئو خارجی
موزیک ویدئو ایرانی
موزیک ویدئو
آهنگ های یغما گلرویی
آهنگ های یاسر محمودی
آهنگ های یاسر رشادی
آهنگ های یاسر اکبری
آهنگ های یاس
آهنگ های کیا
آهنگ های کوروش مقیمی
آهنگ های کوروش صنعتی
آهنگ های کاوه رئیسی
آهنگ های کاوه آفاق
آهنگ های کامیار
آهنگ های کامران مولایی
آهنگ های کامران دلان
آهنگ های پیمان زارعی
آهنگ های پویان
آهنگ های پویا سالکی
آهنگ پویا بیاتی
آهنگ های پویا
آهنگ های پویا عرفانی
آهنگ های پرهام ابراهیمی
آهنگ های پازل باند
آهنگ های پارسا چیلیک
آهنگ های پارسا
آهنگ های ولی
آهنگ های همایون شجریان
آهنگ های نیما علامه
آهنگ های نیما
آهنگ های نصرت الله معین
آهنگ های نریمان
آهنگ های ندیم
آهنگ های ناصر صدر
آهنگ های ناصر زینلی
آهنگ های نادر مسچی
آهنگ های میلاد کیانی
آهنگ های میلاد ترابی
آهنگ های میلاد بیک
آهنگ های میلاد باران
آهنگ های میثم معافی
آهنگ های میثم ابراهیمی
آهنگ های مهرشاد
آهنگ های معین
آهنگ های مهرداد آسمانی
آهنگ های مهران مستی
آهنگ های مهران مدیری
آهنگ های مهران فهیمی
آهنگ های مهران جعفری
آهنگ های مهران آتش
آهنگ های مهراب و معراج
آهنگ های مهدی یغمایی
آهنگ های مهدی یراحی
آهنگ های مهدی پوران
آهنگ های مهدی همت
آهنگ های مهدی مقدم
آهنگ های مهدی مدرس
آهنگ های مهدی طلوعی
آهنگ های مهدی سهرابی
آهنگ های مهدی اسدی
آهنگ های مهدی احمد وند
آهنگ های منصور
آهنگ های منصور حیدری
آهنگ های مصطفی یگانه
آهنگ های مصطفی فتاحی
آهنگ های مصطفی عرفانی
آهنگ های مصطفی زمانی
آهنگ های مسعود مهرشاد
آهنگ های مسعود فردمنش
آهنگ های مسعود فتحی
آهنگ های مسعود سعیدی
آهنگ های مسعود امامی
آهنگ های مرتضی پاشایی
آهنگ های مرتضی سرمدی
مداحی
آهنگ محمد رضا شعبان زاده
آهنگ محمد رضا شجریان
آهنگ محمد رضا آزاد پور
آهنگ های محمد چناری
آهنگ های محمد علیزاده
آهنگ های محمد زارع
آهنگ های محمد یاوری
آهنگ های محمد رضا هدایتی
آهنگ های محمد اصفهانی
آهنگ های محمد اسدی
آهنگ های محسن یگانه
آهنگ های محسن یاحقی
آهنگ های محسن چاوشی
آهنگ های محسن میرزاده
آهنگ های محسن فرهمندی
آهنگ های محسن امراللهی
آهنگ های مجید علیپور
آهنگ های مجید خراطها
آهنگ های مجتبی کبیری
آهنگ های مجید یحیایی
آهنگ های ماهان بهرام خان
آهنگ های مانی رهنما
آهنگ های مازیار فلاحی
آهنگ های مازیار عصری
آهنگ های مازیار جاهد
آهنگ های کردی
آهنگ های کاوه آفاق
آهنگ های کاوه دانش
آهنگ های کامران مولایی
آهنگ های کامران و هومن
آهنگ های کامیار
آهنگ های لری
آهنگ های لیلا فروهر
آهنگ های قیصر
آهنگ های قاسم افشار
آهنگ های فریمن
آهنگ های فریدون آسرایی
آهنگ های فریبرز مشتاقی
آهنگ های فریبرز خاتمی
آهنگ های فرهاد دهقان
آهنگ های فرهاد جواهر کلام
آهنگ های فرشید امین
آهنگ های فرشاد اسکندری
آهنگ های فرزاد فرزین
آهنگ های فرزاد فتاحی
آهنگ های فردین سعادت
آهنگ های فرامرز اصلانی
آهنگ های فاتح نورایی
آهنگ های عمران طاهری
آهنگ های عماد طالب زاده
آهنگ های عماد
آهنگ های علیرضا قربانی
آهنگ های علیرضا فرد
آهنگ های علیرضا غفاری
آهنگ های علیرضا عصار
آهنگ های علیرضا طلیسچی
آهنگ های علیرضا زاهدی
آهنگ های علیرضا روزگار
آهنگ های علیرضا بهلولی
آهنگ های علیرضا بلوری
آهنگ های علیرضا افتخاری
آهنگ های علی پیشتاز
آهنگ های علی هایپر
آهنگ های علی مولایی
آهنگ های علی لهراسبی
آهنگ های علی فلاح
آهنگ های علی عبدالمالکی
آهنگ های علی عباسی
آهنگ های علی زارعی
آهنگ های علی رهبری
آهنگ های علی رهام
آهنگ های شهرام شکوهی
آهنگ های شمالی
آهنگ های شهاب رمضان
آهنگ های شهاب تیام
آهنگ های شهاب بخارایی
آهنگ های شهاب اکبری
آهنگ های شروین
آهنگ های شاهین خسرو آبادی
آهنگ های شاهین جمشید پور
آهنگ های شاهین آرین
آهنگ های شاهین s2
آهنگ های شاهرخ
آهنگ های سیاوش قمیشی
آهنگ های سینا سرلک
آهنگ های سینا حجازی
آهنگ های سینا بهداد
آهنگ های سیروان خسروی

آهنگ های سیاوش قمصری
آهنگ های سیاوش شمس
آهنگ های سیاوش سهراب
آهنگ های سیامک عباسی
آهنگ های سهیل جامی
آهنگ های سهراب اسدی
آهنگ های سمیر زند
آهنگ های سعید پانتر
آهنگ های شهریار
آهنگ های سعید محمدی
آهنگ های سعید شهروز
آهنگ های سعید شایسته
آهنگ های سعید ساشا
آهنگ های سعید اسکندری
آهنگ های سعید آسایش
آهنگ های سامی یوسف
آهنگ های سامان جلیلی
آهنگ های سامان آراسته
آهنگ های سالار عقیلی
آهنگ های ساسی مانکن
آهنگ های زکی شمس آبادی
آهنگ های زانیار خسروی
آهنگ های رشتی
آهنگ های روزبه نعمت اللهی
آهنگ های رضایا
آهنگ های رضا یزدانی
آهنگ های رضا عطاران
آهنگ های رضا صادقی
آهنگ های رضا شیری
آهنگ های رضا رویگری
آهنگ های رضا رحمتی
آهنگ های رستاک
آهنگ های رحمان
آهنگ های رامین بی باک
آهنگ های رامتین دلیریان
آهنگ های راشا تقی پور
آهنگ های دی جی مانی
آهنگ های دی جی سروش
آهنگ های دی جی بلک زینگ
آهنگ های دنگ شو
آهنگ های دایان
آهنگ های داود بهبودی
آهنگ های خشایار اعتمادی
آهنگ های حمید رضا عطار
آهنگ های حسین زمان
آهنگ های حمید عسگری
آهنگ های حمید طالب زاده
آهنگ های حمید حامی
آهنگ های حمید اصغری
آهنگ های حمید آداب
آهنگ های حسین توکلی
آهنگ های حسین مخته
آهنگ های حسین تهی
آهنگ های حسن شماعی زاده
آهنگ های حسام الدین موسوی
آهنگ های حسام الدین سراج
آهنگ های حسام الدین
آهنگ های حجت درولی
آهنگ های حبیب
آهنگ های حامد پهلان
آهنگ های حامد مهدی
آهنگ های حامد محضر نیا
آهنگ های حامد شمس
آهنگ های حامد زمانی
آهنگ های حامد حاکان
آهنگ های حامد بهداد
آهنگ های حامد برادران
آهنگ های جمشید
آهنگ های بیداد
آهنگ های بیژن مرتضوی
آهنگ های بهنام علمشاهی
آهنگ های بهنام صفوی
آهنگ های بهزاد پکس
آهنگ های جدید بهادر
آهنگ های بنیامین ولی نژاد
آهنگ های بنیامین بهادری
آهنگ های بنیامین باران
آهنگ های باراد
آهنگ های بابک مافی
آهنگ های بابک رهنما
آهنگ های بابک رادمنش
آهنگ های بابک جهانبخش
آهنگ های آذری
آهنگ های احسان جوادی
آهنگ های احسان انوری
آهنگ های احسان گنجی
آهنگ های احمد ماهیان
آهنگ های ابی
آهنگ های ایوان و بنجامین
آهنگ های ایمان فلاح
آهنگ های ایمان غلامی
آهنگ های ایمان سیاه پوش
آهنگ های ایرج خواجه امیری
آهنگ های اورمان
آهنگ های انوش
آهنگ های اندی
آهنگ های امین فیاض
آهنگ های امین رستمی
آهنگ های امین شریعتی
آهنگ های امین حبیبی
آهنگ های امیر مولایی
آهنگ های امیر یگانه
آهنگ های امیر وکیلی
آهنگ های امیر ولی نژاد
آهنگ های امیر معروفی
آهنگ های امیر مسعود
آهنگ های امیر فرجام
آهنگ های امیر علی
آهنگ های امیر عظیمی
آهنگ های امیر عباس گلاب
آهنگ های امیر شهیار
آهنگ های امیرحسین مدرس
آهنگ های امیر تتلو
آهنگ های امیر تاجیک
آهنگ های امیر بیات
آهنگ های امیر امیرآبادی
آهنگ های امیر اسید
آهنگ های امیر احمد
آهنگ های امیر یوسفی
آهنگ های امید نوری
آهنگ های امید مرشدی
آهنگ های امید علومی
آهنگ های امید عامری
آهنگ های امید ساربانی
آهنگ های امید حاجیلی
آهنگ های امید جهان
آهنگ های امید
آهنگ های السید
آهنگ های افشین سیاهپوش
آهنگ های افشین اسدی
آهنگ های افشین آذری
آهنگ های افشین
آهنگ های اشکین 0098
آهنگ های اشکان شاملو
آهنگ های اشوان
آهنگ های ارسلان
آهنگ های شهرام صالحی
آهنگ های احمد سلو
آهنگ های احمد سعیدی
آهنگ های احسان پایه
آهنگ های احسان هایبر
آهنگ های احسان غیبی
آهنگ های احسان خواجه امیری
آهنگ های احسان حق شناس
آهنگ های احسان تهرانچی
دانلود آهنگ های احسان الدین معین
دانلود آهنگ های آوش
دانلود آهنگ های آمین
دانلود آهنگ های آزاد
دانلود آهنگ های آرمیک
دانلود آهنگ های آرمین نصرتی
دانلود آهنگ های آرمین ۲afm
دانلود آهنگ های آرمین
دانلود آهنگ های آرش-طهماسبی
آهنگ های آرش-ap-و-مسیح
آهنگ های آراد آریا
tm-bax
sami-beigi
black-cats
7-band
مستند
انیمیشن
فیلم های کلیپی
فیلم کره ای
آهنگ های شهرام کاشانی
آهنگ های شهیاد
آهنگ های صادق نورایی
ورزش
از هر جا و همه چی
قالب
برنامه های کامپیوتری
اس ام اس
بازی ها
تصاویر پس زمینه
سریال ترکی
سریال ایرانی
سریال خارجی
سریال
فیلم خارجی
فیلم ایرانی
فیلم هندی
فیلم
سریال کره ای
آهنگ های عباس قادری
آهنگ های عزیز ویسی
آهنگ های علی اصحابی
آهنگ های علی ارشدی
آهنگ های علی اطیابی
آهنگ های علی باقری
آهنگ های علی تکتا
آهنگ های علی رها
آهنگ های احمد صفایی
اخبار موسیقی
آهنگ های اددی عطار
تصاویر
آهنگ های تصویری
آهنگ های خارجی
آهنگ های ایرانی
آهنگ
آهنگ های اردلان طعمه

وبلاگ دوستان
جستجو



ضرب المثل نانش بده ایمانش مپرس

ضرب المثل نانش بده ایمانش مپرس

ضرب المثل نانش بده ایمانش مپرس

ضرب المثل نانش بده ایمانش مپرس

بعضی ها هنگام احسان و نیکوکاری هم دست از تعصب و تقید برنمی دارند

و از کیش و آیین و سایر معتقدات مذهبی سائل مستمند پرسش می کنند

به قسمی که آن بیچاره به جان می آید تا پشیزی در کف دستش گذارند

در حالی که نوع پروری و بشر دوستی از آن نوع احساسات و عواطف عالیه است

که ایمان و بی ایمانی را در حریم حرمتش راهی نیست به راه خود ادامه می دهد

و هر افتاده ای را که بر سر راه بیند دستگیری می کند

احسان و نیکوکاری با دین و مسلک تلازمی ندارد و بیچاره در هر لباس بیچاره است و گرسنه به هر شکلی قابل ترحم می باشد

وقتی که آدمی را قادر حکیم علی الاطلاق به جان مضایقت نفرمود افراد متمکن و مستطیع مجاز نیستند به نان دریغ ورزند

اگر چنین موردی احیاناً پیش آید جواب این زمره از مردم را با استفاده از عبارت مثلی بالا می دهند و می گویند :  نانش بده ، ایمانش مپرس

بازديد : 238 بار جمعه 09 خرداد 1393 نویسنده : topdownloadr نظرات (0)
داستان ضرب المثل دوغ و دوشاب یکی است

داستان ضرب المثل دوغ و دوشاب یکی است

داستان ضرب المثل دوغ و دوشاب یکی است

داستان ضرب المثل دوغ و دوشاب یکی است

وقتی که به فداکاری های افراد توجه نشود و خوب و بد در یک کفه قرار گیرد

به ضرب المثل بالا تمثیل می کنند و یا به عبارت دیگر می گویند : دوغ و دوشاب پیشش یکی است

دوغ که متفرع از ماست است و پس از گرفتن کره از ماست باقی می ماند

در محیط گله داری بیشتر به مصرف تغذیۀ سگان گله می رسید

دوشاب همان شیره است که با پختن آب انگور به دست می آید

داستان ضرب المثل دوغ و دوشاب یکی است

اما وجه تناسب دوغ و دوشاب و توجه به اهمیت یکی بر دیگری را در سرزمین لرستان باید جستجو کرد

زیرا به قرار تحقیق لرهای گله دار برای دوغ که کره آن گرفته شده ارزش و اهمیتی قابل نبوده اند و غالباً آن را به دور می ریختند

دوشاب که به اصطلاح دیگر آن را شیره می گویند چون مواد اولیه و وسایل تهیه و تدارک آن برای گله دارها فراهم نبود

بدون تردید عزت و اهمیت بیشتر داشت و هرگز دوغ بی خاصیت در نزد لرها نمی توانست جای دوشاب را بگیرد

لرهای گله دار و به طور کلی طبقۀ حشم دار، دوشاب را به سبب شیرینی و حلاوتش دوست دارند

زیرا علاوه بر آنکه ذائقه را شیرین می کند در سرمای سخت زمستان در کوهستان ها بر میزان کالری و حرارت بدن می افزاید

خلاصه این ضرب المثل کنایه از این دارد که کسی فرق دوغ و دوشاب را نمی شناسد عمل شما را در هر صورتی بی اهمیت می داند

داستان ضرب المثل دوغ و دوشاب یکی است

بازديد : 291 بار جمعه 09 خرداد 1393 نویسنده : topdownloadr نظرات (0)
داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه

داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه

داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه

داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه

این ضرب المثل درباره کسی است که حرصش را معیاری نباشد و بیش از میزان شایستگی انتظار مساعدت داشته باشد

عبارت مثلی بالا از جنبۀ دیگر هم مورد استفاده و اصطلاح قرار می گیرد و آن موقعی است

که شخص در ازای تقصیر و خطای نابخشودنی که از او سرزده نه تنها اظهار انفعال و شرمندگی نکند بلکه متوقع نوازش و محبت و نازشست هم باشد

در این گونه موارد است که اصطلاحاً می گویند : دو قورت و نیمش هم باقیه

داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه

داستان زیبای این ضرب المثل :

چون حضرت سلیمان پس از مرگ پدرش داود بر اریکۀ رسالت و سلطنت تکیه زد

بعد از چندی از خدای متعال خواست که همۀ جهان را در اختیارش قرار دهد

و برای اجابت دعای خویش چند بار هفتاد شب متوالی عبادت کرد و زیادت خواست

در عبارت اول آدمیان و مرغان و وحوش

در عبادت دوم پریان

در عبادت سوم باد و آب را حق تعالی به فرمانش درآورد

بالاخره در آخرین عبادتش گفت :الهی هرچه به زیر کبودی آسمان است باید که به فرمان من باشد

داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه

خداوند حکیم علی الاطلاق نیز برای آن که هیچ گونه عذر و بهانه ای برای سلیمان باقی نمانده

هرچه خواست از حکمت و دولت و احترام و عظمت و قدرت و توانایی بدو بخشید

و اعاظم جهان از آن جمله ملکۀ سبا را به پایتخت او کشانید و به طور کلی عناصر اربعه را تحت امر و فرمانش درآورد

باری چون حکومت جهان بر سلیمان نبی مسلم شد و بر کلیۀ مخلوقات و موجودات عالم سلطه و سیادت پیدا کرد

روزی از پیشگاه قادر مطلق خواستار شد که اجازت فرماید تا تمام جانداران زمین و هوا و دریاها را به صرف یک وعده غذا ضیافت کند

حق تعالی او را از این کار بازداشت و گفت که رزق و روزی جانداران عالم با اوست و سلیمان از عهدۀ این مهم برنخواهد آمد

سلیمان بر اصرار و ابرام خود افزود و عرض کرد :

بار خدایا مرا نعمت قدرت بسیار است مسئول مرا اجابت کن قول می دهم از عهده برآیم

مجدداً از طرف حضرت رب الارباب وحی نازل شد که این کار در ید قدرت تو نیست

همان بهتر که عرض خود نبری و زحمت ما را مزید نکنی

 

داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه

سلیمان در تصمیم خود اصرار ورزید و مجدداً ندا در داد :

پروردگارا حال که به حسب امر و مشیت تو متکی به سعۀ ملک و بسطت دستگاه هستم همه جا و همه چیز در اختیار دارم چگونه ممکن است که حتی یک وعده نتوانم از مخلوق تو پذیرایی کنم؟

اجازت فرما تا هنر خویش عرضه دارم و مراتب عبادت و عبودیت را به اتمام و اکمال رسانم

استدعای سلیمان مورد قبول واقع شد و حق تعالی به همۀ جنبدگان کرۀ خاکی از هوا و زمین و دریاها فرمان داد

که فلان روز به ضیافت بندۀ محبوبم سلیمان بروید که رزق و روزی آن روزتان به سلیمان حوالت شده است

سلیمان پیغمبر بدین مژده در پوست نمی گنجید و بی درنگ به همۀ افراد و عمال تحت فرمان خود از آدمی و دیو و پری و مرغان و وحوش دستور داد تا در مقام تدارک و طبخ طعام برای روز موعود برآیند

داستان ضرب المثل ، بر لب دریا جای وسیعی ساخت که هشت ماه راه فاصلۀ مکانی آن از نظر طول و عرض بود :

دیوها برای پختن غذا هفتصد هزار دیگ سنگی ساختند که هر کدام هزار گز بلندی و هفتصد گز پهنا داشت

چون غذاهای گوناگون آماده گردید همه را در آن منطقۀ وسیع و پهناور چیدند

سپس تخت زرینی بر کرانۀ دریا نهادند و سلیمان بر آن جای گرفت

داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه

آصف بر خیا  وزیر و دبیر و کتابخوان مخصوص و چند هزار نفر از علمای بنی اسراییل گرداگرد او بر کرسی ها نشستند

چهار هزار نفر از آدمیان خاصگیان در پشت سر او و چهار هزار پری در قفای آدمیان و چهار هزار دیو در قفای پریان بایستادند

سلیمان نبی نگاهی به اطراف انداخت و چون همه چیز را مهیا دید به آدمیان و پریان فرمان داد تا خلق خدا را بر سر سفره آورند

ساعتی نگذشت که ماهی عظیم الجثه ای از دریا سر بر کرد و گفت:

پیش از تو بدین جانب ندایی مسموع شد که تو مخلوقات را ضیافت می کنی و روزی امروز مرا بر مطبخ تو نوشته اند بفرمای تا نصیب مرا بدهند

سلیمان گفت :

این همه طعام را برای خلق جهان تدارک دیده ام

مانع و رادعی وجود ندارد

هر چه می خواهی بخور و سد جوع کن

داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه

ماهی موصوف به یک حمله تمام غذاها و آمادگی های مهمانی در آن منطقۀ وسیع و پهناور را در کام خود فرو برده مجدداً گفت : ای سلیمان سیر نشدم غذا می خواهم!

سلیمان نبی که چشمانش را سیاهی گرفته بود در کار این حیوان عجیب الخلقه فرو ماند و پرسید :

مگر رزق روزانۀ تو چه مقدار است که هر چه در ظرف این مدت برای کلیۀ جانداران عالم مهیا ساخته ام همه را به یک حمله بلعیدی و همچنان اظهار گرسنگی و آزمندی می کنی؟

ماهی عجیب الخلقه در حالی که به علت جوع و گرسنگی یارای دم زدن نداشت با حال ضعف و ناتوانی جواب داد :

خداوند عالم روزی 3 وعده و هر وعده یک قورت غذا به من کمترین می دهد

امروز بر اثر دعوت و مهمانی تو فقط نیم قورت نصیب من شده هنوز دو قورت و نیمش باقی است که سفرۀ تو برچیده شد

ای سلیمان اگر ترا از اطعام یک جانور مقدور نیست چرا خود را در این معرض باید آورد که جن و انس و وحوش و طیور و هوام را طعام دهی؟

سلیمان از آن سخن بی هوش شد و چون به هوش آمد در مقابل عظمت کبریایی قادر متعال سر تعظیم فرود آورد

داستان ضرب المثل دو قورت و نیمش باقیه

بازديد : 168 بار جمعه 09 خرداد 1393 نویسنده : topdownloadr نظرات (0)
داستان ضرب المثل ماست مالی کردن

داستان ضرب المثل ماست مالی کردن

داستان ضرب المثل ماست مالی کردن

داستان ضرب المثل ماست مالی کردن

قضیه ماستمالی کردن از حوادثی است که درعصر بنیانگذار سلسلۀ پهلوی اتفاق افتاد

و شادروان محمد مسعود این حادثه را در یکی از شماره های روزنامۀ مرد امروز به این صورت نقل کرده است :

هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب تهران وارد شوند

از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند

داستان ضرب المثل ماست مالی کردن

در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود بخشدار دستور می دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود دیوارها را موقتاً سفید نمایند

و به این منظور متجاوز از یک هزار و دویست ریال از کدخدای ده گرفتند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیه دیوارها را ماستمالی کردند

به طوری که ملاحظه شد قدمت ریشۀ تاریخی این اصطلاح و مثل سائر از هفتاد سال نمی گذرد

زیرا عروسی مزبور در سال 1317 شمسی برگذار گردید و مدت ها موضوع اصلی شوخی های محافل و مجالس بود

داستان ضرب المثل ماست مالی کردن

و در عصر حاضر نیز در موارد لازم و مقتضی بازار رایجی دارد

چنانچه کسانی برای این ضرب المثل زمانی دورتر و قدیمی تر از هفتاد سال سراغ داشته باشند منت پذیر خواهیم بود

که دلایل و مستنداتشان را به نام خودشان ثبت و ضبط کند

آری ماستمالی کردن یعنی قضیه را به صورت ظاهر خاتمه دادن

از آن موقع ورد زبان گردید و در موارد لازم  مورد استفاده قرار می گیرد

داستان ضرب المثل ماست مالی کردن

بازديد : 160 بار جمعه 09 خرداد 1393 نویسنده : topdownloadr نظرات (0)
داستان ضرب المثل بلبل به شاخ گل نشست

داستان ضرب المثل بلبل به شاخ گل نشست

داستان ضرب المثل بلبل به شاخ گل نشست

داستان ضرب المثل بلبل به شاخ گل نشست

وقتی یکی حرف نابجایی بزند می گویند حکایت این بابا هم همان حکایت بلبل است که به شاخ گل نشسته است

در روزگار قدیم یکی از خان ها تمام دوستان خود را که همه خان بودند به منزل خود دعوت کرد

روز میهمانی تمام خان ها سوار بر اسب بندی همراه نوکر مخصوص خود به خانه خان آمدند

وقتی جلو منزل رسیدند از اسب پیاده شدند و نوکر مخصوص هم اسب را در طویله یا جای دیگر بست

هر نوکری مسؤول پذیرایی ارباب خود بود تا وقت ناهار شد

و از طرف صاحبخانه شروع کردند به ناهار دادن میهمان ها و هرکدام از نوکرها دست به سینه برای پذیرایی ارباب خود آمده بود

به خوبی خان ها را پذیرایی کردند و ناهار دادند یکی از خان ها که مشغول غذا خوردن بود چند دانه پلوا که با رنگ خورشت هم زرد شده بود بر پشت سبیلش چسبیده بود اما خود خان متوجه نبود تا اینکه نوکرش متوجه این موضوع شد

یک دفعه از کنار در صدا زد : آقا ! آقا ! همه خان ها سر خود را برگرداندند و نوکر را نگاه کردند تا همان خانی که در پشت لبش باقیمانده غذا بود سرش را بلند کرد دید نوکر خودش هست و جوابش داد ، نوکر گفت :

آقا ، بلبل به شاخ گل نشست

حکایت ضرب المثل بلبل به شاخ گل نشست

خان متوجه شد ، پشت لبش را خوب پاک کرد ، بقیه خان ها که در آن مجلس بودند خیلی تعجب کردند که این نوکر عجب حرف قشنگی زد و چطوری ارباب خودش را متوجه این موضوع کرد

بعد از چند دقیقه یکی از خان ها به مستراح رفت و رسم چنان بود که وقتی خان به مستراح می رفت نوکر او آفتابه را پر می کرد و برایش می برد

وقتی این نوکر آفتابه آب را برای خان برد خان رو کرد به او و گفت :

دیدی امروز توی مجلس نوکر فلانی چه حرف قشنگی زد چه نوکر خوبی واقعاً خیلی خوب بود و آقای خود را سرافراز کرد

خوب گوش کن ببین چه می گویم هفته دیگر من میهمانی دارم و همه این خان ها به منزلم می آیند بعد از خوردن ناهار من همین کار را می کنم

یعنی مقداری خوراکی به لب و سبیلم می مالم تو باید خوب متوجه باشی یک دفعه صدا بزن و همین حرفی را که امروز نوکر فلانی گفت تو هم بگو تا من در آن مجلس سربلند و سرافراز شوم

نوکر این حرف ارباب را به یاد سپرد تا اینکه روز میهمانی فرا رسید و تمام خان ها آمدند

معنی ضرب المثل بلبل به شاخ گل نشست

وقت ناهار که شد و سفره غذا را چیدند و خان ها مشغول غذا خوردن شدند

درحین غذا خوردن همان خان یعنی صاحبخانه مطابق حرفی که به نوکرش در هفته قبل زده بود مقداری غذا بر پشت لب و سبیلش باقی گذاشت

خوردن غذا که تمام شد خان انتظار کشید که نوکرش همان حرف را بزند ولی نوکر آن عبارت را فراموش کرده بود

و هرچه خواست آن حرف را به یاد بیاورد نتوانست

خان هم چپ چپ به نوکرش نگاه می کرد و منتظر بود و اشاره می کرد

تا اینکه نوکر یک دفعه صدا زد :

آقا ! آقا ! خان متوجه شد و سر را بلند کرد و گفت : بله

نوکر گفت :

آقا آن چیزی که آن هفته تو مستراح به من گفتی پشت لب و روی سبیل شماست پاکش کن!

داستان ضرب المثل بلبل به شاخ گل نشست

بازديد : 212 بار جمعه 09 خرداد 1393 نویسنده : topdownloadr نظرات (0)
داستان های شیوانا آهنگر طماع

داستان های شیوانا آهنگر طماع
داستان های شیوانا آهنگر طماع

داستان های شیوانا آهنگر طماع

روزی آهنگری جوان وارد دهکده شیوانا شد

او در کار خود بسیار ماهر بود

و می توانست وسایل مختلف را با کیفیت خوب و قیمت مناسب بسازد و به مردم عرضه کند

در ابتدا فروش خوبی هم داشت اما به تدریج میل و رغبت مردم به خرید از او کاهش یافت

و چند هفته که گذشت دیگر هیچکس سراغ او نرفت

دلیل این عدم استقبال مردم از او، بدگویی آهنگر جوان از آهنگر پیر قبلی دهکده بود

که با وجود سن زیاد به کسی کاری نداشت

و اصلا هم از ورود آهنگر جوان به دهکده گله مند نبود

اما برعکس او آهنگر جوان حتی یک لحظه از

بدگویی و تهمت و افترا علیه آهنگر پیر دریغ نمی کرد

سرانجام مدتی که از بیکاری آهنگر جوان گذشت او نزد شیوانا آمد

و به او گفت : استاد می بینید چه بلایی سرم افتاد

این آهنگر پیر و مکار با مظلوم نمایی و سکوت خودش کاری کرد

که مردم دهکده از من گریزان و به سمت او متمایل شوند

دیگر کاری از من ساخته نیست و به ناچار باید هر چه زحمت کشیده ام

را زیر قیمت بفروشم و از این دهکده بروم

بگذار مردم دهکده مجبور شوند از جنس های نامرغوب

همین آهنگر پیر و قدیمی و ناوارد استفاده کنند تا قدر مرا بدانند

شیوانا با لبخند گفت :

تو خودت به تنهایی به قدر کافی مهارت و شایستگی داری

که مورد تحسین اهالی قرار بگیری

اگر کاری به کسی نداشتی و با هنر و مهارتی که داشتی توانمندی

و برتری خود را اثبات میکردی سال ها بین مردم خوش می درخشیدی

و کسی با تو دشمن نمی شد

اما چون همه چیز را برای خودت می خواستی و حرص چشمانت را کور کرده بود

با وجودی که این همه امکان و استعداد برای جذب اهالی داشتی

با حسادت بی مورد و دشنام و اهانت به کسی که سکوت می کرد

و چیزی نمی گفت خودت با دست خودت نزد مردم حرمت خودت را از بین بردی

برای محبوب شدن نیازی به بدگویی و تهمت و دشمنی نبود

تو همین طوری محبوب دل ها بودی

خودت باعث تنهایی و کنار گذاشتن خودت شدی

کافی است خرابکاری های گذشته را طوری ترمیم کنی

و دست از سر آهنگر قدیمی دهکده برداری و به کارخودت بپردازی

خواهی دید که چند سال دیگر هنر و مهارتت دوباره تو را محبوب خواهد ساخت

البته به شرطی که دست از حرص و حسادت برداری

آهنگر جوان لبخند تلخی زد و گفت :

در این دهکده آنقدر خرابکاری کرده ام که گمان نکنم به سادگی از خاطر اهالی برود

به دهی دیگر می روم و آنجا این گونه که گفتید زندگی میکنم

روز بعد آهنگر جوان اسباب و وسایلش را جمع کرد و به دهکده مجاور رفت

و آنجا برای خود از نو کارگاهی ساخت و به کار مشغول شد

اما این بار به هیچکس کاری نداشت و سرش به کار خود مشغول بود

یکسال بعد شیوانا از آن دهکده می گذشت

اهالی دهکده خود را دید که اطراف مغازه آهنگر جوان جمع شده اند

و به او سفارش کار می دهند

شیوانا نزدیک او رفت و جویای حالش شد

آهنگر جوان با خنده گفت :

می بینید استاد نه تنها اهالی این دهکده جدید از کار من استقبال کردند

بلکه اهالی دهکده شما هم از راه دور می آیند

و به من سفارش می دهند و حسابی سرم شلوغ است

همان آهنگر پیر دهکده شما هم وقتی سرش شلوغ می شود

کارهای اضافی اش را به من ارجاع می دهد

انگار حق با شما بود برای محبوب شدن نیازی

به دشمنی و حسادت و کینه ورزی و تهمت به دیگران نیست

هر انسانی اگر با تکیه بر استعداد و توانایی خودش خوش بدرخشد

مورد تحسین و استقبال بقیه قرار می گیرد

و در حد لیاقت خود محبوب جمع می شود

فقط باید کاری به کار دیگران نداشت و خوش درخشید

داستان های شیوانا آهنگر طماع

بازديد : 81 بار جمعه 09 خرداد 1393 نویسنده : topdownloadr نظرات (0)
داستان های شیوانا پسر پیرزن

داستان های شیوانا پسر پیرزن

داستان های شیوانا پسر پیرزن

داستان های شیوانا پسر پیرزن

شیوانا با تعدادی از شاگردان از راهی می گذشت

نزدیک دروازه یک شهر با ردیفی از فروشندگان دوره گرد روبه رو شد

که کنار جاده بساط خود را پهن کرده بودند و به رهگذران غذا و لباس و میوه می فروختند

شیوانا متوجه شد که یکی از فروشندگان پیرزنی است که میوه های خود را در سبد مقابل خود چیده

و به خاطر قیمت مناسب و کیفیت میوه ها مردم بیشتری را به دور خود جمع کرده است

چند قدم بالاتر چند جوان میوه فروش بودند که کسی از آنها خرید نمی کرد

ناگهان آن چند جوان طاقتشان تمام شد و با عصبانیت سراغ پیرزن رفتند

و با لگد سبد میوه های او را به گوشه ای پرت کردند و مانع از کسب و کار او شدند

پیرزن هم که قدرت مقابله با آنها را نداشت مدام با صدای بلند می گفت

به زودی پسر رشیدش خواهد آمد و آنها را ادب خواهد کرد

شیوانا به شاگردان گفت که کناری بایستند و به سرعت نزد پیرزن رفت و با صدای بلند او را مادر خود خطاب کرد

سپس شروع کرد به جمع کردن میوه ها

میوه فروش های جوان تا این صحنه را دیدند با ترس و لرز وسایل خود را برداشتند و از آنجا دور شدند

بعد از مدتی که دوباره مشتری ها دور پیرزن جمع شدند

شیوانا نزد شاگردانش بازگشت و از آنها خواست تا به راه خود ادامه دهند

در طول راه شاگردی از شیوانا پرسید: آیا آن پیرزن واقعا مادر شما بود؟

شیوانا لبخندی زد و گفت : می توانست باشد!

آن جوانها هم میتوانستند پسران او باشند!

اما حرص و طمع و خودخواهی باعث شده بود که آنها از یاد ببرند همه انسان ها اجزای یک پیکر هستند

پیرزن در آن لحظه نیاز به یکی از پسرانش داشت

خوب من هم می توانستم آن یک پسر باشم

برای همین کنارش نشستم و مانند یکی از پسرانش به او کمک کردم

به آن دو جوان هم کاری نداشتم خودشان گریختند

در حقیقت آنها از یکی از پسران پیرزن ترسیدند و چون می دانستند خطاکارند فرار کردند

فراموش نکنید که برای حمایت از کسانی که نیازمند کمک ما هستند حتما لازم نیست با آنها فامیل باشیم

داستان های شیوانا پسر پیرزن

بازديد : 68 بار جمعه 09 خرداد 1393 نویسنده : topdownloadr نظرات (0)
داستان های شیوانا نانوا

داستان های شیوانا نانوا

داستان های شیوانا نانوا

داستان های شیوانا نانوا

یک روز سحر شیوانا از مقابل مغازه نانوایی عبور می کرد

ناگهان دید نانوا عمدا مقداری آرد جو را با آرد گندم مخلوط می کند

تا در طول روز به مردم به اسم نان مرغوب گندم بفروشد و سود بیشتری به دست آورد

شیوانا از مرد نانوا پرسید :

آیا دوست داری با آن بخش از وجودت که به تو دستور این کار را داد

و الآن مشغول انجام این کار است تمام عمر همنشین باشی ؟

مرد نانوا  پاسخ داد :

من فقط برای مدتی اینکار را انجام خواهم داد

و بعد که وضع مالی ام بهتر شد اینکار را ترک می کنم

و مثل بقیه نانواها آدم درست و صادقی می شوم

شیوانا سری تکان داد و گفت : متاسفم

هر انسانی که کاری انجام می دهد بخشی از وجود او می فهمد که قادربه این کار هست

این بخش همه عمر با انسان می آید

در نگاه و چهره و رفتار و گفتار و صدای آدم خودش را نشان می دهد

کم کم انسان های اطرافت هم می فهمند که چیزی در وجود تو قادر به این جور کارهای خلاف است و به خاطر آن از توفاصله می گیرند

تو کم کم تنها می شوی و این بخش که تو دیگر دوستش نخواهی داشت

همچنان با تو همراه خواهد شد و نهایتا وقتی همه را از دست دادی

فقط این بخش از وجودت یعنی بخشی که قادر به فریب است

در کلک زدن مهارت دارد با تو می ماند

و تو مجبوری تمام عمر با تکه ای که دوست نداری زندگی کنی

و حتی در آن دنیا با همان تکه همراه شوی

اگر آنها که محض تفنن و امتحان به کار خلافی دست می زنند

و گمان می کنند بعد از این تجربه قادر به بازگشت به حالت پاکی و عصمت اولیه نیستند

و بخشی از وجود آنها نسبت به توانایی خود در خطاکاری آگاه و بیدار می شود

و همیشه همراهشان می آید  شاید از همان ابتدا هرگز به سمت کار خلاف حتی برای امتحان هم نمی رفتند

داستان های شیوانا نانوا

بازديد : 139 بار جمعه 09 خرداد 1393 نویسنده : topdownloadr نظرات (0)
داستان های شیوانا نقاب

داستان های شیوانا نقاب

داستان های شیوانا نقاب

داستان های شیوانا نقاب

یک عده رزمی کار از دیاری دور به دهکده شیوانا آمدند

و رییس گروه از شیوانا خواست تا امکان برگزاری یک مسابقه رزمی بین گروه او

و شاگردان رزمی کار مدرسه شیوانا را فراهم سازد

تا قدرت رزمی کارها با یکدیگر سنجیده شود

وقتی زمان مبارزه فرارسید شاگردان متوجه شدند که رزمی کاران غریبه به صورت خود نقاب زده

و بدن خود را به رنگ های ترسناکی درآورده اند

از دیدن این چهره ها ترس و دلهره در دل شاگردان مدرسه افتاد و آنها نزد شیوانا آمدند و راه چاره طلبیدند

شیوانا نگاهی به بدن نقاشی شده و نقاب های ترسناک رزمی کاران غریبه انداخت

و با خنده گفت :  چقدر ساده اید!

آنها اگر چیزی در چنته داشتند و ماهر بودند دیگر نیازی به لباس و پوشش اضافی و نقاب برای پنهان شدن نداشتند

برعکس با افتخار چهره واقعی خود را نشان می دادند

و بدون هیچ پوشش اضافی با لباس معمولی ظاهر می شدند

تا همه قیافه آنها را به خاطر بسپارند

وقتی می بینید یک شخص نقاب می زند و چهره واقعی خود را زیر آرایش و رنگ پنهان می کند

بدانید که از چیزی می ترسد و می خواهد زیر نقاب آن چیز را مخفی کند

تا شما این ترس را نبینید

با شجاعت و اقتدار مبارزه کنید و حریفان را بر اساس حرکات و روش مبارزه و نه قیافه و شکل ظاهر ارزیابی کنید

مبارزه شروع شد و شاگردان شیوانا در همان دور اول تمام رزمی کاران غریبه را وادار به قبول شکست کردند

مبارزه که به پایان رسید، رییس رزمی کاران غریبه نزد شیوانا آمد و با شرمندگی گفت :

این اولین جایی است که مردم اینگونه با ما برخورد می کردند

بد نیست بدانید که در تمام شهرها و روستاهایی که سر راهمان بود

رزمی کاران محلی به محض اینکه ما را در قیافه و آرایش ترسناک مان می دیدند

میدان را واگذار می کردند و تسلیم می شدند

اما اینجا همه خوب جنگیدند و ما را به راحتی شکست دادند

دلیلش چه بود؟

شیوانا تبسمی کرد و گفت :

آنها خیلی ساده توانستند چهره واقعی پشت نقاب شما را ببینند

برای همین دیگر ترسناک نبودید!

به همین سادگی!

داستان های شیوانا نقاب

بازديد : 101 بار جمعه 09 خرداد 1393 نویسنده : topdownloadr نظرات (0)
داستان های شیوانا مزد آخر کار

داستان های شیوانا مزد آخر کار

داستان های شیوانا مزد آخر کار

داستان های شیوانا مزد آخر کار

شیوانا در بازار کنار مغازه دوست سبزی فروشی نشسته بود و به اطراف نگاه می کرد

صاحب مغازه کناری که جوانی تازه کار بود به شیوانا گفت :

به نظر من این دوست شما دارد ضرر می کند

من کارگاه سفالگری دارم و یک کارگر دارم که برایم هر روز کوزه ، لیوان و ظرف سفالی درست می کند

ده نفر را هم اجیر کرده ام تا در دهکده های اطراف برای کوزه ها و ظروف سفالی من مشتری جمع کنند

خلاصه هر هفته صد سکه به دست می آورم

داستان های شیوانا مزد آخر کار

اما این دوست سبزی فروش ما فقط هفته ای ده سکه گیرش می آید

به نظر شما تجارت من پرسودتر نیست؟

شیوانا گفت :

گمان نکنم وضع زندگی تو با این سبزی فروش تفاوت زیادی داشته باشد

تو از این صد سکه چقدر به عنوان دستمزد و مواد اولیه خرج می کنی و آخرش چقدر برایت می ماند؟

سفال فروش جوان مکثی کرد و گفت :

خوب راستش را بخواهید وقتی تمام هزینه ها را کسر کنم هفته ی پنج سکه بیشتر برای خودم باقی نمی ماند

داستان های شیوانا مزد آخر کار

شیوانا گفت :

در تجارت اصل این است که همیشه بنگری آخر کار بعد از کسر همه هزینه ها و مخارج چقدر برایت می ماند

و این مقدار درآمد به ازای چه میزان زحمت و کار ودردسر نصیبت شده است

درست است که سبزی فروش مغازه اش اول صبح پر است و آخر شب کاملا خالی

اما او با همین مغازه و سبزی هایی که دارد هفته ای ده سکه یعنی دو برابر تو درآمد دارد

البته کار تو زیبا و ستودنی است

اما از لحاظ سودآوری من سبزی فروش را برنده تر می دانم

داستان های شیوانا مزد آخر کار

بازديد : 82 بار جمعه 09 خرداد 1393 نویسنده : topdownloadr نظرات (0)

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

آمار کاربران


رمز عبور را فراموش کردم ؟
kahkeshandl آمار مطالب
kahkeshandl کل مطالب : 2240
kahkeshandl کل نظرات : 13

kahkeshandl آمار بازدید
kahkeshandl بازديد امروز : 0 نفر
kahkeshandl بارديد ديروز : 15 نفر
kahkeshandl ورودی گوگل امروز : 0 نفر
kahkeshandl ورودی گوگل ديروز : 0 نفر
kahkeshandl بازديد هفته : 277 نفر
kahkeshandl بازديد ماه : 2022 نفر
kahkeshandl بازديد سال : 7054 نفر
kahkeshandl بازديد کلي : 7054 نفر

kahkeshandl وضیعت آنلاین
kahkeshandl افراد آنلاین : 0 نفر

نويسندگان
امكانات سایت
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران