| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
از دنیا پرسیدم بد بخت تر از من کسی هست؟
سرشو انداخت پایین
مــــــــن زانــــو هــــایم را بــــه آغــــوش کــــشیده بــــودم
وقــــتی تو بــــرای آغــــوش او زانــــــــو زده بــــــــودی
عــــشق کثیف من …
مرده آن اســــت کــــه احــــســــاس نــــدارد
مـــــن امّــــا مُــــرده تــــرم
احــــســــاس دارم
بر روی چشمانم جا داری پس چه شد؟
چی شد ؟
من اضافه وزن پیدا نکردم
که از چشمانت افتادم
وقتی تو نیستی زندگی برای چه؟
وقتی تو نیستی عاشقی برای که؟
وقتی حضورت چاره ساز زندگیست
با نبودت ای عزیزم عاشقی برای کیست؟
لعنتی ببین
بعد از رفتنت دیگر نمی توانم نفس بکشم
برگرد اینجا بدون تو
از نفس تنگی می میرم
رفتنت عجیب بود
و
نیامدنت عجیب تر
و من درک کردم
که زندگی بدون عجایبش
ممکن نیست
در دنیایی که تو آنجا باشی
بودن و نفس کشیدنم کافیست
آرزویی دیگر اوج بی انصافیست
تنهایم گذاشتی و تنهایت گذاشتند
آری این است رسم دنیا
من دیوانه نیستم
فقط کمی تنهایم همین
چرا نگاه می کنی؟
تنها ندیده ای؟
به من نخند
من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم
گرگی دست به خودکشی زد
و در وصیت خود نوشته بود پوستم را بسوزانید
تا هیچوقت شغالی در ان نقش ما را بازی نکند
تا نفرین بره ای پشت سرمان باشد
امان از روزی که
دو زاری مثل تو خودش رو تراول فرض کنه
تمام غصه های که برایت خوردم بالا آوردم
طعم بیهودگی می داد
زمانی آرزوی هر روز دیدنت را داشتم
اما هر روز ندیدنت آرزوی امروز من است
بعضیا کات مات حالیشون نیست
فقط دوست دارن بازی کنن
از اینکه بعضیا نمیان سمتت ناراحت نشو
ایراد از تو نیست
مگس هیچ وقت سمت گل نمی ره
همیشه میره سمت یه چیزی مث خودش
آدم ها موجوداتی هستن
که برای نزدیک شدنشون
باید ازشون دوری کرد
دور باشی و تپنده بهتر است از این که نزدیک باشی و زننده
این مفهوم را در رگ هایت جاری کنی دیگر تنها نیستی
تو عشق
به هر کی بیشتر محبت کردم
بیشتر پای لرزش نشستم
کنارت هستند
تا کـــی ؟
تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند
از پیشت می روند یک روز
کدام روز ؟
وقتی کســی جایت آمد
دوستت دارند
تا چه موقع ؟
تا موقعی که کسی دیگر را برای دوست داشـتن پیدا کنند
می گویند : عاشــقت هســتند برای همیشه
نه فقط تا وقتی که نوبت بازی با تو تمام بشود
و این است بازی باهــم بودن
بعضی چیزها را باید بنویسم
نه برای اینکه بقیه بخونن و به به چه چه کنن
فقط برای اینکه خفه نشم
عاشــقم هســتند برای همیشه؟
نه فقط تا وقتی که نوبت بازی با تو تمام بشود
و این بازی باهــم بودن تا ابد ادامه دارد
کارهایی رو که باهام کردی رو باید بنویسم
نه برای اینکه همه بخونن و بگن عالیه
فقط برای اینکه خفه نشم
همه بدهی هایم را که صاف کنم
به دل خود مدیون می مانم
برای تمام
دلم می خواست
های بی جواب مانده اش …
در عشقی که دروغ به اصلی
جدا ناپذیر از آن تبدیل شده است
رفتن … آری رفتن بهتر است
بغض ها را گاهى باید قورت داد
عاشقانه ها را از پنجره تف کرد
و درها را به روى همه بست
گاهى هیچ کس ارزش دچار شدن را ندارد
اگر حرف وزن نداره
پس چرا حرفای تو کمر من رو شکست ؟
زیادی که خودتو دست پایین بگیری
می افتی زیر پای کسی که یه روز به اوج رسوندیش
یکی برای هر نفس حوایی دارد
و دیگری هوایی برای نفس هایش ندارد
فاصله تان را با آدم ها رعایت کنید
آدم ها یکدفه می زنند روی ترمز و آن وقت شما مقصر می شوی
زمونه ی بدی شده
حتی با افزودنی های غیرمجاز شیمیایی هم
اعتباری بــه ماندگاری بعضی رابطه ها نیسـت
این روزها همه آدم ها درد دارند
درد پول
درد عشق
درد تنهایی
این روزها چقدر یادمان می رود زندگی کنیم
این روزها احســــــاس می کنم شــــــدیدا هستم
و در عیـــن حـــــــــــــــال عمـــــــــــــــــــــیقا نیستم
گفتم به گل زرد چرا رنگ منی
افسرده و دلتنگ چرا مثل منی
من عاشق اویم که رنگم شده زرد
تو عاشق کیستی که هم رنگ منی
به خودم افتخار می کنم
که کم اثرترین ماده مخدر هستم
به چشم خودم دیدم یکی که معتاد من شده بود
مثل آب خوردن ترکــــــــــــــــــــم کرد
رفاقت را از گرگ بیاموز
گرگ با همنوعان خود شکارمی کند
خو می گیرد و زندگی م یکند ولی …
موقع خواب یک چشم خود را باز می گذارد
گویی گرگ معمای رفاقت راخوب درک کرده است
جایی هست که دیگه کم میاری از اومدن ها رفتن ها شکستن ها
جایی که فقط و فقط می خوای یکی باشه
یکی بمونه که نره واسه همیشه کنارت باشه
من الان اونجام تو کجایی؟
دل من غمگین است
غصه ام سنگین است
گرچه با هر نفسم
زندگی شیرین است
میل گل در من نیست
بال من خونین است
اشک غم باید ریخت
رسم دنیا این است
گستاخی خیالم را ببخش
هزار بار داغش کرده ام اما او لحظه ای یادت را رها نمی کند
به یادت آرزو کردم که چشمانت اگر تر شد
به شوق آرزو باشد نه تکرارغم دیروز
دست هایت مال من نیست
اگر بود که اشک هایم بر روی گونه نمی خشکید
نم دانم چرا تا زنده ایم روانمان را شاد نمی کنن؟
همین که مردیم شاد روانمان می کنن
چه بد است جدا شدن از کسی که حتی دوست نداری
یه لحظه بی او به زندگی ادامه بدهی
دور گردنش شال پیچیدند و سرش کلاه گذاشتند و رفتند
کسی نفهمید همین محبت ها آدم برفی را آب کرد
کاش دنیا چند ثانیه خفه می شد
تا من با خودم گپی بزنم
به هر عاشقی که می نگرم در شکایت است
درحیرتم که لذت دنیا به کام کیست؟
مراقب باش به چه کسی اعتماد می کنی
شیطان هم یک زمانی فرشته بود
ﻫﻤﺒﺴﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻤﻨﻔﺴﯽ ﻫﺴﺖ ؟
هر چقدر عینکم را تمیزتر می کنم
دنیا کثیف تر می شود
زنــدگـی اتّفــاقِ نـادریـست کـه
بــرای بـعضـی از زنــــده ها می اُفتــد
عشق های امــروزی
بی نام
قابل انتقال به غیر
و معاف از احساس می باشند
چشم هایم را می بندم
گوش هایم را می گیرم
زبانم را گاز می گیرم
وقتی حریف افکارم نمی شوم
چه درد ناک است فهمیدن خیانت عشقت
گرگ همان گرگ است ، شغال همان شغال
و بین این همه حقیقت تنها آدم است که آدم نیست
واقعیت ها را هر روز صبح جا می گذارم پشت اتاق گریم
از بس آدم ها واقعی بودنمان را دوست ندارند
هیچ کس در این دنیــــــــــا سـرش شلــوغ نیست
همه چیـــز به اولـویت ها بر می گـردد
مواظبم باشید دست هایم را بگیرید
می گویند آلزایمر گرفته ام
اما من فقط دنیایتان را نمی شناسم
وقتى با یک دست نقاب هایشان را نگه داشته اند
و با دست دیگر کلاه بر سرم مى گذارند
انتظار زیادیست که بخواهم نوازشم کنند
دنـــــیـــــــا
بازی هایت را سرم درآوردی
گرفتنی ها را گرفتی
دادنی ها را ندادی
حسرت ها را کاشتی
زخم ها را زدی
دیگر بس است چون چیزی نمانده ، بگذار بخوابم
محتاج یک خواب بی بیداری ام
امروز باورم شد که تو خسته تر از آن بودی
که بفهمی دوست داشتنم را
از من که گذشت اما هرجا که هستی خسته نباشی
به بعضیا باید گفت :
ﻛــﺎﺷــﻜـی شعورتم
ﻣـِﺜـﻞ ﻟـﻴـﺴـﺖ ﺩﻭﺳــﺘـﺎﺕ ﻫــﺮ ﺭﻭﺯ ﺑـﻪ ﺗــﻌـﺪﺍﺩﺵ ﺍﺿــﺎﻓـﻪ می شد
احترام گذاشتن به بعضیا
مثه تکون دادن پارچه ی قرمز جلوی گاوه !
جلوی کوه داد بزنی محبت بر می گردد محبت
تو از سنگم کمتر بودی
سکوت و صبوریم را به حساب ضعف و بی کسی ام نگذار
دلم به چیز هایی پایبند است که تو یادت نمی آید
هی غریبه قیافت خیلی آشناست
من و تو جایی همدیگر را ندیده ایم ؟
آهان یادم اومد یه روزهایی خاطره هایی با هم داشتیم
یادمه اون موقع دم از عشق و عاشقی می زدی …
اینقدر مات نگاهم نکن عشقت حسودیش می شه !
راستی قبل رفتن خواستم بدونی
وقتی دیدمت دلم نلرزید
کودکی هایم را ببخش
من بزرگ نمی شوم
نه اینکه نخواهم بزرگ شوم
که در من بزرگی مفهومی است دست نیافتنی
دوست من کودکی هایم را بر من ببخش
با آنکه انتقام از دشمن حرام نیست
در عفو لذتی است که در انتقام نیست
اگر با گذشت کردن کسی کوچک می شد
خدا تا این اندازه بزرگ نبود!
خیلی وقت است که کــــات گفته ام
ولی تو همچنان برایم بــــازی می کنی
آن روز ها هیچ چیزمان به هم نمی خورد
اما الان حسابی حالم از تو به هم می خورد
این روزها قدم که میزنم
منحرف می شوم به سمت چپ
در قلب من چیزی سنگینی می کند مدام
باید بیرون بیندازمت
واقعا چه فایده ؟
بالای خط فقر باشی و زیر خط فهم
می دونی چیه رفیق؟
اگه از زندگی کسی می ری بیرون ، سعی کن کامل بری بیرون
حتی پوست تخمه هاتم جمع کنی با خودت ببری
مقصر خود ماییم
عشق را به کسانی ارزانی می کنیم که
از زندگی ، جز آب و علف روزانه نه می فهمند نه می خواهند!
به بعضی ها باید محبت و معرفتتو قطره قطره با قطره چکون بدی
چون جنبه همشو یکجا ندارن
یه دفعه میزنن زیر همه چیز
رمز عبور را فراموش کردم ؟ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 10
بازدید هفته : 426
بازدید ماه : 408
بازدید کل : 187348
تعداد مطالب : 2226
تعداد نظرات : 13
تعداد آنلاین : 1